وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ
و آنچه داده شدهايد شما از چيزى در دنيا
فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها
پس آن متاع زندگانى دنيا و زينت و آرايش آن است كه فانى و بى اعتبار و باعث عناد و استكبار است
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ
و آنچه نزد خداى تعالى است از ثواب اخروى بهتر است از نعمتهاى دنيا كه محفوف بهزار گونه محنت و منت است
وَ أَبْقى
و پايندهتر است از آن كه اصلا بر آن فنا و زوال راه نميبرد
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
آيا پس شما اين معنى را درنمىيابيد و باقى را بفانى و مرغوب را بمعيوب تبديل مينماييد ؟
أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ
آيا پس كسى كه وعده كردهايم ما او را
وَعْداً حَسَناً
وعده نيكو كه آن نعيم ابدى بهشت است
فَهُوَ لاقِيهِ
پس آن كس دريابندهء آن وعده باشد بلاشك و ريب
كَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا
مانند كسى است كه برخوردارى دادهايم او را از متاع زندگانى دنيا
ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ
پس آن كس باشد در روز قيامت از جملهء حاضرشدگان براى عذاب يعنى كسى كه بواسطهء ايمان و اعمال نيكو موعود بجنت شده باشد نيست مانند كسى كه نعمتهاى دنيا يافته ، بجهة كفر و عناد در قيامت معذب گردد .
وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ
و ياد كن روزى را كه بخواند خداى تعالى كافران را
فَيَقُولُ
پس گويد بر وجه توبيخ و سرزنش
أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
كجااند شريكان من آن چنان شريكانى كه گمان ميگرديد شما آنها را شريكان من و به ظن باطل شما شريكان من بودند ؟ بنا بر اين ترجمه تزعمون بتقدير « تزعمونهم شركائى » است كه هر دو مفعول « تزعمون » محذوف باشد
قالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ
گويند آنانى كه واجب شده بر ايشان كلمهء عذاب و مراد از اينها رؤساء اهل ضلالند
رَبَّنا
اى پروردگار ما
هؤُلاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنا
اى هؤلاء الذين اغويناهم يعنى اين گروه كه موصوفند به اين صفت كه ما ايشان را گمراه كردهايم
أَغْوَيْناهُمْ
گمراه كردهايم ايشان را . بنا بر اين هؤلاء مبتداست و « الذين اغوينا » صفت آنست بحذف ضمير