تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
زمان تحريف يافته و مندرس گشته بود بطريق وحى به تو رسانيديم تا معجزه تو باشد مخفى نماند كه كلمه لكن براى استدراك كلام سابقست و در اين آيه مستدرك كه ايحاء قصه موسى است محذوف شده و دليل آن كه انشاء قرون مختلفه و تحريف آن قصه است قايم مقام آن گرديده چنانچه در ترجمه بر ذكى معلوم ميگردد
وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ
و نبودى تو مقيم در ميان اهل شهر مدين نزد قوم شعيب آن چنان مقيمى كه
تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا
مىخواندى بر اهل مدين آيت‌هاى ما را كه در آن آيات قصه شعيب و مؤمنين مثبت بود تا تعليم از ايشان ميگرفتى و بعضى گفته‌اند كه ضمير عليهم راجع بر اهل مكه است يعنى نبودى تو حاضر در شهر مدين كه تا قصه شعيب را بدانى و بخوانى بر اهل مكه
وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ
اى مرسلين اياك يعنى و ليكن ما هستيم كه فرستاديم تو را و وحى كرديم تو را ازين قصه .
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الطُّورِ
و نبودى تو حاضر به طرف طور سينا
إِذْ نادَيْنا
وقتى كه ندا كرديم ما موسى را و تورية را بموسى داديم بعد از غرق شدن قبطيان
وَ لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ
اى و لكن علمناك رحمة من ربك يعنى و لكين تعليم كرديم تو را بقصه طور از جهت رحمت و بخشش كه واقع است دربارهء تو از جانب پروردگار تو
لِتُنْذِرَ قَوْماً
متعلق بفعل محذوفست كه آن علمناك است يعنى تعليم كرديم تو را تا آنكه بيم كنى گروهى را كه
ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ
نيامده است بديشان هيچ بيم‌كننده پيش از تو
لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
تا آنكه ايشان پندپذير شوند يعنى تا بيم كنى و بترسانى عربانى را كه در زمان فترت بهم رسيدند كه اصلا پيغمبرى در آن زمان ظاهر نبود و آن زمان ما بين زمان عيسى و زمان تو است كه مجموع آن گفته‌اند كه پانصد و پنجاه سال بوده . بنا بر آنچه مذكور شد مفعول « اذ نادينا » حضرت موسى عليه السّلام است و تفسير على بن ابراهيم به اين ناطق است و اما از كتاب عيون اخبار الرضا از حديث امام مفترض الطاعه سلام اللَّه عليه مستفاد مىشود كه مفعول