معبود موسى
وَ إِنِّي
بدرستى كه من
لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ
هر آينه گمان ميكنم موسى را از دروغگويندگان و اين سخن فرعون به جهت فريفتن عوام بود زيرا كه او را افلاطون قبطى گويند پس چون ندانسته باشد كه جاعل مكان بىمكانست .
بامكان آفرين مكان چكند * آسمانگر بر آسمان چكند
نه مكان ره برد بر او نه زمان * نه بيان زو خبر دهد نه عيان
على بن ابراهيم رحمه اللَّه تعالى گويد كه ماهان بفرمودهء فرعون چنان قصرى بنا كرد كه از نهايت بلندى و از باد تندى كه در بالاى آن قصر ميوزيد كسى نميتوانست كه در آنجا قرار گيرد و بفرعون گفت بلندتر ازين بنائى مقدور كسى نيست پس خداى تعالى چنان بادى برانگيخت كه آن قصر را انداخته به زمين هموار كرد و چون ازين حيله مأيوس شدند چهار بچه كركس بهمرسانيدند و آنها را تربيت كردند تا آنكه بزرگ و قوى گشتند و تابوتى ساختند و در چهار ركن تابوت چهار ستون نصب كردند و پاى هر كركسى را بستونى از آن ستونها بستند و چند روز آن كركسها را گرسنگى دادند و بر بالاى آن ستونها گوشت گذاشتند و فرعون با هامان وزير خود در آن تابوت نشستند و آن كركسان بالاى سر خود گوشت را ديده بآنطرف پرواز كردند و از تندباد بال كركسان تابوت به هوا مرتفع گرديد و به پرواز كركسان به طرف بالا تابوت نيز مرتفع ميشد تا آنكه بعد از مدتى فرعون بهامان گفت : بگوشهء تابوت نگاه كن كه نزديك به آسمان رسيدهايم هامان نگاه كرده گفت در اينجا آسمان را چنان بعيد ميبينيم كه در زمين ميديدم و اصلا تفاوتى مرئى نميشود . پس گفت نگاه به طرف زمينكن هامان نگاه كرده گفت زمين به نظر نميآيد اما دريا و آب به نظر ميآيد و همچنين كركسان گرسنه بطلب گوشت به طرف بالا پرواز ميكردند تا آنكه شعاع آفتاب و دريا و آب از نظر غايب گرديد باز فرعون بهامان گفت به طرف آسمان نگاهى بكن كه چه مقدار دورست ؟ هامان گفت آسمان