وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ
و هر آينه بتحقيق داديم موسى را تورية
مِنْ بَعْدِ ما أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولى
بعد از آنكه هلاك كرديم اهل قرنهاى سابق را از قوم نوح و هود و صالح
بَصائِرَ
در حالتى كه آيات تورية نورى بود
لِلنَّاسِ
براى دلهاى مردم مراد از بصيرت نوريست در دل كه به آن چيزها را ادراك كنند چنانچه بصر نور چشم است كه به آن چيزها را مىبينند
وَ هُدىً
در حالتى كه راه نماينده بود به احكام دين
وَ رَحْمَةً
و بخشاينده بود مر ايمان آورندگان را
لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
تا آنكه ايشان پند گيرند
وَ ما كُنْتَ
و نبودى تو اى محمد
بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ
به طرف غربى طور
إِذْ قَضَيْنا
وقتى كه وحى كرديم
إِلى مُوسَى
بسوى موسى
الْأَمْرَ
رسالت را و او را نزد فرعون فرستاديم
وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ
و نبودى تو از حاضران
وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً
و ليكن وحى كرديم ما به تو قصه موسى را بواسطه آنكه ما آفريديم بعد از موسى اهل قرنهاى مختلف را .
فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ
پس دراز شد بر ايشان زندگانى و مدتهاى مديد بر اهل اين قرنها گذشت بحيثى كه آن قصه تحريف يافت و علوم بسرحداند راس رسيد و ظاهر است كه اخبار از مغيبات و دانستن آن بدون وحى صورت نمىبندد حاصل كلام اينست كه اگر چه در قصه موسى حاضر و ناظر نبودى ليكن ما آن قصه را كه بمرور