تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
كدام از اينها بهترند و ام ثانيه منقطعه است و بمعنى بل
وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً
و فرو فرستاده براى انتفاع شما از جانب آسمان آب باران را
فَأَنْبَتْنا بِهِ
پس برويانيديم بسبب آن آب
حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ
بوستانهاى خداوند حسن و خوبى را چنانچه هر كه آنها را بيند شاد و خرم گردد . در اينجا التفات از غيبت است بتكلم و نكته درين التفات اينست كه تا رفع توهم كند كه آدمى انبات بوستان و اشجار نميكند و صريحا فرمود كه : انبتنا
ما كانَ لَكُمْ
نبود مر شما را و و مقدور شما نيست
أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها
اينكه برويانيد درختان آن حدايق را چه بتجربه رسيده كه آدمى تخم مىنشاند و آن را كما ينبغى آب ميدهد و مع هذا كاهى روئيده نميشود پس معلوم شد كه منبت آن آدمى نيست
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ
آيا هست معبودى با خداى تعالى كه شريك او باشد در ايجاد اشياء استفهام انكاريست و همچنين است فقرات آتيه يعنى نيست احدى شريك خداى تعالى در خلق اشياء
بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ
بلكه مشركين گروهيند كه عدول ميورزند از حق و ميل مينمايند از حق بسوى باطل
أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً
بدل امن خلق است يعنى بلكه بهتر است از خدايان باطله خدايى كه گردانيد زمين را قرارگاه مخلوقات
وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً
و گردانيد در ميان زمين جويهاى آب
وَ جَعَلَ لَها رَواسِيَ
و گردانيد براى استحكام زمين كوه‌هاى بلند را
وَ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ
و گردانيد ميان دو درياى عذب و مالح
حاجِزاً
منع كننده‌اى كه تا بمنع آن دو دريا با يكديگر مخلوط نگردند و عذب بر عذبيت خود و مالح بر مالحيت خود باقى مانند و گفته‌اند كه فايدهء درياى مالح آنست كه اگر ملوحت آن نميبود ابخره و ادخنهء كثيفه موجب فساد زمين و باعث احداث و باى عام ميكرديد
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ
آيا هست معبودى با خداى به حق كه ممد و معاون او باشد در آفرينش اشياء
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
بلكه بيشتر مردمان نميدانند كه حق سبحانه و تعالى احتياج بمعاون ندارد .