و خوب است از روى بازگشت . چون تعريف « باقيات صالحات » نظر باموال و اسباب دنيوى است كه كفار به آن افتخار مىنمودند . لهذا ترجمهء « خير » باصل فعل كه خوبى است شده بدون مراعات زيادتى كه مفاد صيغهء افعل تفضيل است زيرا كه آن اموال را اصلا خيريت نيست تا آنكه « باقيات صالحات » را نظر به آن افزونى در خيريت باشد .
على بن ابراهيم آورده كه : باقيات صالحات قول مؤمن است كه گويد : « سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر » و بعضى از احاديث در تفسير « الباقيات الصالحات » در سورهء كهف « 1 » مذكور است .
[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 77 تا 80 ]
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا وَ قالَ لَأُوتَيَنَّ مالاً وَ وَلَداً ( 77 ) أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً ( 78 ) كَلاَّ سَنَكْتُبُ ما يَقُولُ وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ مَدًّا ( 79 ) وَ نَرِثُهُ ما يَقُولُ وَ يَأْتِينا فَرْداً ( 80 )
على بن ابراهيم از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه خباب بن الارت حقى داشت بر عاص بن وائل بن هشام قرشى سهمى كه او يكى از استهزاكنندگان مسلمانان بود ، پس خباب تقاضاى حق خود از او كرد ، عاص بطريق سخريه به او گفت كه آيا تو از آن جماعت نيستى كه گمان دارند كه در بهشت طلا و نقره و حرير مىباشد ؟
خباب گفت : آرى من از آن جماعتم . پس او گفت : وعدهء ما و شما در بهشت است به خدا قسم كه مرا در بهشت بهتر از آنچه تو را در دنيا دادهاند مىدهند ، پس حق تو را آنجا خواهم ادا كرد . بنا بر اين حق تعالى مىفرمايد :
أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا
آيا پس از ادراك قصهء كافران كه مذكور شد ، ديدى آن كس را كه كافر شد و نگرويد بآيتهاى ما
وَ قالَ
و گفت : فرداى قيامت
لَأُوتَيَنَّ مالًا وَ وَلَداً
هر آينه داده شوم مال و فرزند .
أَطَّلَعَ الْغَيْبَ
آيا مطلع شده بر غيب و لوح المحفوظ را ديده كه اين سخن را مىگويد ؟
أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً
يا اخذ كرده و فرا گرفته نزد خداى بخشنده
هامش
( 1 ) - س 18 ى 46