كلام اينست كه چون آيات كلام الهى بر كفار خوانده شود و ايشان از معارضهء آن عاجز آيند و نتوانند كه دخلى در آن كنند ، شروع ميكنند در افتخار بامور دنيوى و سبب نزول اين آيه را در اصول كافى از حضرت صادق عليه السّلام چنين روايت كرده كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله قريش را بقبول ولايت ما دلالت كرد ، پس از قبول آن نفرت كردند و انكار آن نمودند و گفتند جمعى از قريش كه كافر شدند مر جمعى را كه ايمان كامل داشتند باقرار بولايت امير المؤمنين و بولايت ما اهل بيت رسالت و نبوت كه كدام اين دو طايفه بهترند باعتبار منزلت دنيا و باعتبار لشگر و اهل مجلس ؟ و كفار قريش اين سخن را بمؤمنين از روى سرزنش گفتند . بنا بر اين حديث مراد از « آيات بينات » ائمهء هدى عليهم السلام خواهند بود ، و مراد از تلاوت آيات عرض ولايت با سعادت ايشانست . پس حق تعالى در رد ايشان فرمود كه : وَ كَمْ أَهْلَكْنا لفظ « كم » مفعول « اهلكنا » است و معنى كلام چنين است كه : هلاك كرديم ما بسيارى را ، قَبْلَهُمْ پيش از اين مشركان مِنْ قَرْنٍ بيان « كم » است در « كَمْ أَهْلَكْنا » يعنى هلاك كرديم بسيارى را كه آن بسيار از اهل هر عصرىاند كه هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً بودند ايشان نيكوتر از كفار قريش از روى متاع وَ رِءْياً و از روى جمال و نمود نزد خلايق . عن ابى الجارود عن ابى جعفر عليه السّلام قال : « الاثاث المتاع ، و اما رئيا فالجمال و المنظر الحسن » پس هم چنان كه آن منازل و اموال و حسن و جمال سبب رفع هلاكت آنها نشد و همه مستأصل شدند ، هم چنان كفار قريش كه منكر ولايت ائمهء معصوميناند چون عذاب ما بر ايشان نازل گردد مال و جمال و لشگر و حشم فايده بايشان نرساند و عذاب استيصال را از ايشان باز ندارد .
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 36
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٣٦
قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضْعَفُ جُنْداً ( 75 ) وَ يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدىً وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ مَرَدًّا ( 76 )