وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ
»
و در مجمع البيان آورده كه جابر بن عبد اللَّه انصارى گفته كه من شنيدم از حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله كه فرمود كه يكى از اهل بهشت چون صديق خود را در جحيم بيند گويد : صديق من چه كار كرده كه مستحق اين عقوبت شده ؟ پس بمحض اين سخن حق تعالى حكم كند كه صديق او را ببهشت برند درين وقت اهل دوزخ گويند .
فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ
فَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً
پس اگر بودى ما را رجوعى به دنيا هر آينه ميكرديم كارهاى نيكو . بنا برين جزاء شرط محذوفست
فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
پس عزم ما اين ميبود كه باشيم از جمله ايمان آورندگان و ميتواند كه كلمهء لو شرطى نباشد تا احتياج بحذف جزا افتد بلكه به جهت تمنى باشد و درين صورت كلمهء لو بمعنى ليت است بنا برين فنكون جواب تمنى است به اين معنى كه كاشكى بودى ما را بازگشتى در دنيا تا آنكه قصد ايمان ميكرديم جبائى گويد كه مراد از «
فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
» اخبار از ايمان ايشان نيست زيرا كه اگر مراد اخبار از ايمان ايشان باشد بايد كه ايشان درين كلام صادق باشند بواسطهء آنكه كذب از اهل آخرت سر نميزند و حال آنكه حق سبحانه و تعالى خبر از حال ايشان داده و فرموده كه «
وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ
» « 1 » على بن ابراهيم آورده كه من المؤمنين در اينجا بمعنى من المهتدين است زيرا كه از اقرار بوحدانيت خداى تعالى ايمان لازم ايشان گرديده هر چند نفعى بايشان نرساند پس ايمان ايشان بعد از رجعت تحصيل حاصل خواهد بود بنا برين معنى آيت چنين است كه پس اگر ما را رجوعى در دنيا ميبود پس مىبوديم ما از جمله هدايت يافتگان مخفى نماند كه اقرار ايشان از اينجا معلوم شد كه در روز محشر گفتند كه «
إِنْ كُنَّا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ
» زيرا كه هر گاه شرك را ضلال گفته باشند يقين كه توحيد را حق خواهند دانست و اين نيست مگر اقرار بوحدانيت رب العالمين
هامش
( 1 ) - س انعام 6 ، ى 28