قالُوا
گويند كافران مر معبودان خود را
وَ هُمْ فِيها يَخْتَصِمُونَ
حالكونى كه ايشان در دوزخ مخاصمت و منازعت كنند با يكديگر بنا برين ترجمه «
وَ جُنُودُ إِبْلِيسَ
. معطوفست بر ضمير جمع در فكبكبوا او تقدير كلام چنين است : فكبك جنود ابليس اجمعون . درين صورت جنود ابليس فاعل كبكب خواهد بود و ميتواند كه
وَ جُنُودُ إِبْلِيسَ
مبتدا باشد و اجمعون تأكيد جنود باشد . يعنى لشگريان ابليس و تابعين او همه گفتند حالكونى كه منازعه با يكديگر ميكردند
تَاللَّهِ
به خدا سوگند
إِنْ كُنَّا
اى انه كنا يعنى بدرستى كه شأن اينست كه بوديم ما
لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
هر آينه در گمراهى ظاهر و هويدا
إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ
وقتى كه برابر ميكرديم شما را در استحقاق عبادت با پروردگار عالميان
وَ ما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ
و گمراه نكردند ما را مگر گناهكاران . در اصول كافى از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده كه مراد از مجرمين مشركانند كه اقتدا كردند بايشان مشركين زمان پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله و تابع آنها شدند در شرك و داخل اين مجرمين نيستند يهود و نصارى
فَما لَنا
پس نيست ما را كنون چنانچه مؤمنين را مىباشد
مِنْ شافِعِينَ
از شفاعت كنندگان
وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ
و نه دوستى مهربان ايراد صديق مفرد و شافعين جمع يا تنبيه است بر آنكه صديق را اطلاق بر جمع ميتوان كرد و يا اشارتست بر آنكه يك صديق كار صد شفيع مىكند و مىتواند كه در واقع شفعا بسيار و صديق كم باشد و اللَّه اعلم . در محاسن برقى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« الشافعون الأئمة و الصديق من المؤمنين »
على بن ابراهيم از حضرت صادقين عليهما السلام روايت كرده كه فرمودند
« و اللَّه لنشفعن فى المؤمنين من شيعتنا حتى يقول اعداؤنا اذا رأوا ذلك
فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ