تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
اى لا يتخذونك
إِلَّا هُزُواً
يعنى فرا نميگيرند ترا مگر مثل كسى كه با او استهزا كنند و گويند بر وجه استحقار و استهزاء
أَ هذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا
آيا اين آن كس است كه برانگيخت او را خداى تعالى حالكونى كه او پيغمبرست ! بنا برين تفسير « بعث اللَّه » بتقدير « بعثه اللَّه » است كه ضمير مفعول راجع بالذى محذوف باشد و رسولا حال است از آن ضمير
إِنْ كادَ
بتقدير انه كاد است يعنى بدرستى كه شأن اين است كه نزديك بحصول بود كه اين كس
لَيُضِلُّنا
اى ليصرفنا يعنى هر آينه بگرداند ما را
عَنْ آلِهَتِنا
اى عن عبادة آلهتنا يعنى از عبادت معبودان ما
لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا
اگر نه ما صبر مىكرديم
عَلَيْها
اى على عبادتها يعنى بر عبادت آن معبودان «
لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا
» شرط است كه مؤخر واقع شد ، و «
إِنْ كادَ لَيُضِلُّنا
» جزاء مقدم بر آن و اين تقديم و تاخير جايزست چنانچه در آيهء «
لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ
» در سوره مباركهء يوسف دانستى
وَ سَوْفَ يَعْلَمُونَ
و زود باشد كه بدانند قايلين به اين قول
حِينَ يَرَوْنَ الْعَذابَ
وقتى كه معاينه ببينند عذاب را
مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا
كيست گمراه‌تر از طريق حق ، ايشان يا مؤمنين .
أَ رَأَيْتَ
آيا ديدى تو اى محمد يعنى البته ديدى پس اين استفهام براى تقرير است
مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ
كسى را كه فرا گرفته معبود خود را هوا و خواهش خود به اين معنى كه ديدى كسى را كه هر چه را خواهش كند و آرزوى آن نمايد مانند درختى و سنگى آن را معبود خود سازد
أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا
آيا ميباشى تو اى محمد بر آن كسى كه هواى خود را معبود خود ساخته نگهبان كه نگذارى كه او عبادت هواى خود كند ؟ اين استفهام به جهت انكارست به اين معنى كه تو نميتوانى كه او را از پيروى هوا و پرستش آن بازدارى
أَمْ تَحْسَبُ
آيا گمان ميكنى تو اى محمد
أَنَّ أَكْثَرَهُمْ
اينكه بيشتر مشركان
يَسْمَعُونَ
ميشنوند بسمع قبول قول تو را
أَوْ يَعْقِلُونَ
يا تعقل ميكنند و تدبر مىنمايند سخن تو را اين گمان