همچنين متفرق و پراكنده نازل كرديم قرآن را لِنُثَبِّتَ بِهِ تا ثابت گردانيم و قوت دهيم به اين تفريق در اوقات متعدده فُؤادَكَ دل تو را زيرا كه انزال وحى در هر واقعه و ايراد معجزه در هر مرتبه كه سبب اقحام و الزام معارضين معاندين است يقين كه باعث قوت دل خواهد بود . بعضى از مفسرين گفتهاند كه « كذلك » تتمهء كلام كفارست و حالست از قرآن كه مفعول بجاى فاعل « نزل » است و در صدر « لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ » جملهاى محذوفست به اين تقدير كه « انزلناه متفرقا لنثبت به فؤادك » و بنا برين وقف بر كذلك ميكنند و معنى مجموع آيه چنين است كه گفتند كافران : چرا نازل نگرديد بر محمد همهء قرآن بيكبار كذلك يعنى حالكونى كه مانند نزول تورية و انجيل و زبور باشد براى انبياى سابق ؟ و حق تعالى در ردّ ايشان فرمود : نازل كرديم ما قرآن را متفرق و پراكنده تا قوت دهيم به اين تفريق دل تو را . اگر كسى گويد كه مشار اليه كذلك تقديم ذكرى را لازم دارد و آنچه تقدم ذكرى دارد انزال قرآن جملة واحدة است نه انزال متفرقا ، پس چه نوع مشار اليه كذلك انزال بطريق تفرقه خواهد بود چنانچه مبناى توجيه اولست ؟ جواب گوئيم كه قول كفار « لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً » به اين معنيست كه چرا نازل گرديد قرآن بر محمد متفرق و پراكنده و نازل نگرديد . همه بيكبار پس مشار اليه كذلك مقدم تقديرى است و مشار اليه آن بايد كه مذكور باشد سابقا اعم از آنكه صريحا مذكور باشد يا تقديرا وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا و بيان كرديم بعضى از آيات قرآن را از پى بعضى ديگر بيان كردنى بتأنى و مهلت وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ و نميآرند مشركان در قدح نبوت تو و طعن در كتاب تو مثل و قولى إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ مگر آنكه مىآريم براى تو جوابى راست و درست وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً اى و با حسن تفسيرا يعنى و ميآوريم آن را به نيكوترين بيانى كه بتحقيق رد قول آنها كند . و بعد ازين از مآل حال كفار خبر ميدهد كه :
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٣٣٥