لم اتخذك خليلا لقد اضللتنى عن الذكر بعد اذ جاءني و كان الشيطان للانسان خذولا »
بعد ازين حضرت فرمود
« فانا الذكر الذى عنه ضل و السبيل الذى عنه مال و الايمان الذى به كفر و القرآن الذى اياه هجر و الدين الذى به كذب و الصراط الذى عنه نكب »
يعنى پس منم آن ذكر كه ايشان از آن گمراه شدند منم آن سبيل كه از آن ميل كردند و منم ايمانى كه به آن انكار كردند و منم قرآنى كه آنها از آن دور شدند و ترك آن كردند و منم آن دين كه آنها تكذيب آن نمودند و منم آن صراط مستقيم كه از آن برگشتند . و بعد ازين بجهة تسليه خاطر حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله ميفرمايد كه :
وَ كَذلِكَ
و هم چنان كه مشركين زمان تو را اى محمد دشمن تو گردانيديم
جَعَلْنا
گردانيديم
لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا
مر هر پيغمبرى را دشمنى
مِنَ الْمُجْرِمِينَ
از گناهكاران و مشركان به اين معنى كه پيغمبران را فرموديم كه تبليغ رسالت و بيان احكام شرايع بقوم خود كنند و ايشان از فرط عناد اعراض از آن نموده اختيار عداوت آن پيغمبر نمودند پس چون خواندن پيغمبر ايشان را به حكم خداى تعالى سبب عداوت ايشان گرديد گويا كه خداى تعالى ايشان را دشمن آن پيغمبر گردانيده لهذا فرمود كه «
جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا
» و قاضى ناصر الدين بيضاوى حمل اين آيت به ظاهر نموده گفته : و فيه دليل على انه خالق الشر . تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا . و حاصل ازين آيت امر بصبرست يعنى چنانچه آن پيغمبران با اعداء قوم در مقام صبر بودند تو نيز اى محمد بايد كه با دشمنان زمان خود در مقام صبر و شكيبايى باشى
وَ كَفى بِرَبِّكَ
و بس است پروردگار تو مر تو را
هادِياً
راه نماينده بطريق قهر ايشان كه چه نوع ايشان را مقهور و منكوب گردانى
وَ نَصِيراً
و يارى دهنده بر دشمنان
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و گفتند آنان كه نگرويدند به خدا و رسول او
لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً
چرا فرو فرستاده نشد بر محمد همهء قرآن بيكبار چنانچه تورات و انجيل و زبور يك بار نازل شدند ؟ حق تعالى در جواب ايشان ميفرمايد كه
كَذلِكَ