مرتضى عليه السّلام و ولايت با سعادت او يعنى ظالم اول گويد كه اى كاشكى من فرا ميگرفتم با رسول خداى تعالى امير المؤمنين را ولى ، اى واى بر من كاشكى فرا نميگرفتم ثانى را دوست خود زيرا كه او مرا بازداشت از اقرار بولايت امير المؤمنين عليه السّلام و هست اين ثانى مر اول و تابعين او را فرو گذارنده در تيه غفلت و گمراهى .
[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 30 تا 34 ]
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً ( 30 ) وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً ( 31 ) وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلاً ( 32 ) وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً ( 33 ) الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلى وُجُوهِهِمْ إِلى جَهَنَّمَ أُوْلئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ سَبِيلاً ( 34 )
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ
و گفت رسول اى پروردگار من
إِنَّ قَوْمِي
بدرستى كه قوم من
اتَّخَذُوا
فرا گرفتند
هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
اين قرآن را ترك كرده شده در روضهء كافى در خطبه وسيله از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود به خدا قسم كه دو گمراهترين خلايق گردانيدند خلافت را جامهء خود و پوشيدند جامهء خلافت را و نزاع كردند با من در خلافتى كه حق ايشان نبود و مسلط شدند بر امر خلافت از روى ضلالت و اعتقاد كردند كه خلافت حق ايشان است از روى جهالت پس هر آينه بد است كه ايشان بر آن وارد شدند و هر آينه بد است آن چيزى كه ايشان براى خود آماده و مهيا كردند و لعن ميكنند ايشان يكديگر را در خانههاى خود يعنى در جاهاى خود در جهنم و بيزارى ميجويند هر كدام از ايشان از صاحب خود و ميگويند هر يك قرين خود را در حين ملاقات با او
يا لَيْتَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ
« 1 » پس گويد بد مصاحب بودى تو مرا پس جواب دهد او را آن اشقاى ديگر در حالتى كه رمقى از آن مانده باشد
« يا ليتنى
هامش
( 1 ) - س زخرف 43 . ى 38