ملائكهء عذاب را مشاهده كنند گويند كه پناه ميگيريم ازين ملائكه پناه گرفتنى چنانچه در دنيا در حين نزول شدت و در وقت لقاء عدو ميگفتند كه پناه ميگيريم از آن پناه گرفتنى
وَ قَدِمْنا
و قصد كرديم ما
إِلى ما عَمِلُوا
بسوى آنچه كردند كافران
مِنْ عَمَلٍ
از كارى كه بحسب ظاهر نيكو نمايد مانند صله رحم
فَجَعَلْناهُ
پس گردانيديم آن عمل نيك را
هَباءً مَنْثُوراً
مانند ذرههاى پراكنده و غبار متفرق در هوا زيرا كه شرط قبول اعمال نيك ايمانست . و از بعضى احاديث معلوم مىشود كه مراد ازين عمل نيك عمل جمعيست كه با آن عمل نيكو خود را از حرام باز ندارند و اگر حرامى به آنها برسد اخذ آن كنند و مضايقه در آن نداشته باشند چنانچه در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« ان كانت اعمالهم لاشد بياضا من القباطى فيقول اللَّه عز و جل لها :
كونى هباء و ذلك انهم كانوا اذا شرع لهم الحرام اخذوه »
مراد از قباطى جامههاى سفيد مصريست و آن كنايه از اعمال حسنه است و حاصل معنى آنكه اگر چه اعمال ايشان در خوبى و شهرت در مرتبه اعلى باشد كه آن اعمال مانند هباست بواسطهء آنكه ايشان با آن اعمال حسنه خود را از حرام نگاه نميدارند . و در بصاير الدرجات از سليمان بن خالد نقل كرده كه من از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم كه مراد ازين عمل عمل كدام جماعتست ؟ حضرت فرمود
« اعمال مبغضينا و مبغضى شيعتنا »
و از بعضى احاديث معلوم مىشود كه مرد ازين عمل عمل نيك جمعى است كه هم اخذ حرام كنند و هم قايل بفضل امير المؤمنين عليه السّلام نباشند و انكار آن نمايند . چنانچه على بن ابراهيم از ابو حمزهء ثمالى نقل مىكند كه حضرت امام محمد باقر عليه السّلام به من فرمودند كه
« يا ابا حمزة انهم كانوا يصومون و يصلون و لكن كانوا اذا عرض لهم شيء من الحرام اخذوه و اذا ذكر لهم شيء من فضل امير المؤمنين عليه السّلام انكروه »
و بعد ازين در بيان فضل اهل جنت ميفرمايد كه .
أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلًا
از حديثى كه در كافى