تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
الْمَلائِكَةُ
چرا فرو فرستاده نميشود بر ما فرشتگان تا آنكه اعلام كنند ما را كه محمد در دعوى خود صادق است
أَوْ نَرى رَبَّنا
يا چرا نمىبينم پروردگار خود را تا با ما سخن كند و باتباع محمد ما را امر فرمايد .
لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ
قسم بخداى تعالى كه بتحقيق كبر ورزيدند در نفسهاى خود
وَ عَتَوْا
و سركشى كردند
عُتُوًّا كَبِيراً
سركشى كردنى بزرگ زيرا كه بعد از مشاهده معجزات ظاهره اعراض از آن نمودن و اقتراح انزال ملائكه يا رؤيت رب ملائكه كردن ، نيست مگر كبر و سركشى و مخفى نيست كه اگر نزول ملائكه دست بهم ميداد آن نيز معجزه‌اى بود از معجزات سيد ابرار صلوات اللَّه عليه و آله پس قبول اين معجزه و رد معجزات ديگر ترجيح احد مثلين است بر ديگرى بدون مرجح و باعث اين نيست مگر تعنت و سركشى
يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ
ياد كن اى محمد روزى را كه ببينند مشركان فرشتگان را و مراد ازين روز روز قبرست چنانچه بعد ازين خواهى دانست
لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ
نباشد هيچ مژده در آن روز مر گناهكاران را يعنى كافران را زيرا كه فرد كامل گناه كفر است و متبادر فرد كامل است و تبادر از اقوى امارات حقيقت است و چون معتزله مجرمين را بمعنى مرتكبين كباير گرفته‌اند گفته‌اند كه اين آيت دلالت دارد بر اينكه اهل كباير را عفو الهى درنمىيابد زيرا كه لا بشرى نكرهء در سياق نفيست و آن افادهء عموم و استغراق مىكند به اين معنى كه نيست هيچ نوع بشارتى در هيچ وقتى مر گناه كاران را و اگر عفو دربارهء ايشان تحقق ميداشت بشارتى ايشان را ميبود بلكه اعظم بشارت زيرا كه فوق از بشارت عفو بشارتى نيست
وَ يَقُولُونَ
و گويند ملائكه مر ايشان را در آن روز كه دخول بهشت شما را
حِجْراً مَحْجُوراً
حراميست حرام كرده شده و اين توصيف بجهة مبالغه است مثل « ليل اليل » و ميتواند كه فاعل يقولون كفار باشند و حجر بمعنى پناه گرفتن زيرا كه اصل معنى آن منعست و پناه گيرنده از چيزى منع آن را از خدا ميخواهد به اين معنى كه چون كفار