را أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادِي هؤُلاءِ آيا گمراه گرديد شما بندگان مرا كه اين جماعتند أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ يا ايشان خود گم كردند راهرا قالُوا گويند آن معبودين سُبْحانَكَ پاك و منزهى تو از شريك ما كانَ يَنْبَغِي لَنا نيست سزاوار ما را أَنْ نَتَّخِذَ اينكه فرا گيريم مِنْ دُونِكَ بجز تو و به غير از تو مِنْ أَوْلِياءَ از دوستان پس چون روا باشد ما را كه غيرى را دوست خود اخذ كنيم و در پرستش خود او را ترغيب نمائيم ؟ قراءت صادق عليه السّلام نتخذ بضم نون و فتح خاء معجمه بصيغهء مجهولست و بنا برين كلمه من در من اولياء زايدست و مراد از اولياء معبودينست يعنى سزاوار نيست ما را اينكه فرا گرفته شويم بجز تو معبودين به اين معنى كه ما را استحقاق و صلاحيت معبوديت نيست . مراد از ما يعبدون جميع معبودينست اعم از ذوى العقول مثل ملائكه و مسيح و عزير و غير ذوى العقول مانند اصنام و مخاطب ساختن غير ذوى العقول و تكلم ايشان به اين وجه است كه خداى تعالى در آنها خلق حياة و نطق كند و بعد از آن خطاب نمايد بايشان و ايشان در جواب گويند كه اختيار مشركين پرستش ما را باضلال ما نبود وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ و ليكن برخورد گردانيدى تو ايشان را و پدران ايشان را بانواع نعمتها حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ تا آنكه فراموش كردند ياد كردن تو را با وجود آنكه بازاى آن نعمتها ميبايست كه هميشه شكر ترا بجا بياورند و لمحهاى غافل از ذكر و شكر تو نباشند وَ كانُوا قَوْماً بُوراً و بودند اين گروه در حكم الهى قومى هلاك شده . و بعد از تبرى معبودين از عبدهء خود سبحانه و تعالى بطريق التفات خطاب بمشركين كرده ميفرمايد كه فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ پس بتحقيق تكذيب كردند خدايان شما شما را بِما تَقُولُونَ به آنچه ميگفتيد كه ايشان معبودان مايند و ايشان ما را امر بعبادت خود كردهاند فَما تَسْتَطِيعُونَ پس استطاعت نداريد شما اى اهل شرك صَرْفاً بر گردانيدن عذاب مرا از خود وَ لا نَصْراً و نيست شما را نصرت كننده كه اعانت
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٣٢٧