تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
كنند و بعد از بعثت حضرت رسالت‌پناه صلّى اللَّه عليه و آله و نزول آيهء تحريم زنا آن كنيزان به خدمت حضرت رسالت‌پناه صلّى اللَّه عليه و آله مستغاثى شدند پس اين آيه نازل گرديد
لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا
متعلق است باكراه منهى عنه يعنى اين اكراه منهى را بجا ميآريد تا آنكه بيابيد متاع زندگانى دنيا ، فانى را وجه تقييد نهى اكراه بر ارادهء عفت با آنكه اكراه بر زنا بدون عفت متصور نيست يا براى بيان واقعست كه در زمان حضرت اينچنين واقع شده بود و يا به جهت مبالغه است در نهى به اين معنى كه هر گاه كنيزان با وجود قلت عقل و كثرت شهوت ارادهء عفت نمايند خواجهء ايشان با تحقق عكس آن دو امر كه كثرت عقل و قلت شهوتست اولى و انسب است بارادهء عفت و صلاح و عدم اكراه كنيزان بزنا پس معلوم شد كه درين جا مفهوم مخالف شرط متصور و معقول نيست زيرا كه معنى ندارد كه گفته شود كه اكراه بكنيد بزنا كنيزانى را كه ارادهء عفت ندارند چه در صورت عدم ارادهء عفت اكراه در كار نيست و شك نيست كه اعتبار مفهوم مخالف شرط مشروطست به اينكه مفهوم مخالف شرط متصور باشد
وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ
شرطيست كه جزايش محذوفست اى : و من يكرههن فهو الآثم دونهن .
فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ
علت جزاست كه بجاى جزا نهاده شده درين صورت « فان اللَّه » بتقدير لان اللَّه است يعنى و اگر كسى اكراه كند كنيزان خود را بر زنا پس او گناه‌كارست نه آن كنيزان بواسطهء آن كه خداى تعالى از پس اكراه كنيزان آمرزندهء مهربانست مر آن كنيزان را از جهت آنكه ايشان در آن فعل مكره بودند . و مؤيد اينمعنى است آنچه روايت كرده‌اند كه قرائت حضرت صادق عليه السّلام « فان اللَّه من بعد اكراههن لهن غفور رحيم » است . و قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته كه در مصحف ابن مسعود نيز چنين واقع شده يعنى بدرستى كه خداى تعالى بعد از اكراه كنيزان مر آن كنيزان را آمرزندهء مهربانست و تقديم « لهن » بر « غفور رحيم » ظاهر در تخصيص است به اين معنى كه همين