از جمله آن كه گفتهاند كه مراد از نكاح اسباب نكاح است از قبيل تسميهء سبب باسم مسبب مانند مهر و نفقه و آيت اول مخصص است بدرويشانى كه شهوت نكاح در ايشان به حد كمال رسيده باشد و اين آيت مخصص است بدرويشانى كه شهوت اينها به درجهء كمال نرسيده باشد .
از حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مرويست كه فرموده :
يا معشر الشباب من استطاع منكم الباه فليتزوج و من لم يستطع فعليه بالصوم فانه له و جاء .
مراد از باه نكاح است و و جاء كوفتن خصيتين است بحيثيتى كه شهوت جماع از آن بر طرف شود يعنى اى گروه جوانان كسى كه قادر باشد از شما بر نكاح پس بايد كه نكاح كند و كسى كه قادر نباشد بر نكاح پس واجبست برو روزه داشتن زيرا كه روزه داشتن مر او را بمنزلهء كوفتن خصيه است
وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ
و آنان كه طلب ميكنند مكاتبه را
مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ
از آن كسانى كه مالك شده است آنها را دستهاى راست شما از بندگان كه در تحت قدرت شمااند خواه غلام و خواه كنيز . ايراد مما بجاى ممن اشارت بضعف عقول بندههاست
فَكاتِبُوهُمْ
پس مكاتب سازيد ايشان را بطريق ندب
إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً
اگر دانستهايد در ايشان نيكويى را كه آن صلاحيت و امانتست و يا مالى كه به آن تجارت نمايند و يا حرفهاى كه به آن قدرت بر اداى مال كتابت داشته باشند تا آنكه مال كتابت را از مردم سؤال نكنند زيرا كه مكروهست كه بنده مال كتابت را بگدايى تحصيل نمايد و در حديث وارد شده كه
« الخير ان يشهد ان لا إله الا اللَّه و ان محمدا رسول اللَّه و يكون بيده عملا يكتسب به او يكون له حرفة »
بنا برين حديث مكاتبهء بندهء كافر جايز نيست زيرا كه در او خير بمعنى ايمان نيست
وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِي آتاكُمْ
و بدهيد بندگان مكاتب را از مال خداى تعالى كه بشما داده يعنى بدهيد بايشان چيزى از آن مالى كه با ايشان در مكاتبه قرار دادهايد و درين صورت اين خطاب به صاحبان غلامان و كنيزان است چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده كه « اذا كاتبتهم