نكاح و انكاح على الاطلاق واجب نيست چنانچه از حضرت رسالتپناه صلّى اللَّه عليه و آله مرويست كه
« من احب فطرتى فليستن بسنتى و هى النكاح »
يعنى هر كه دوست دارد دين مرا پس بايد كه عمل كند بسنت من و سنت من نكاح است
إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ
اگر باشند ايشان درويشان و صيغهء جمع بواو و نون تغليب مردانست بر زنان
يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
توانگر گرداند آنها را خداى تعالى از كمال جود و كرم خود
وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ
و خداى تعالى گشاده است فضاى رحمت وجود او داناست باستحقاق هر كسى . از حضرت صادق عليه السلام مرويست كه
« من ترك التزويج مخافة العيلة فقد اساء ظنه باللّه ان اللَّه يقول :
إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ
الايه »
يعنى هر كه ترك كند زن كردن يا شوهر كردن را از جهت ترس درويشى پس بتحقيق بد كرده باشد گمان خود را به پروردگار خود زيرا كه حق تعالى فرموده كه اگر ايشان درويش و بىچيز باشند ما ايشان را غنى ميگردانيم .
اسحاق بن عمار گويد كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم كه روايت كردهاند كه شخصى نزد حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله آمده شكايت از احتياج خود كرد حضرت به او فرمود كه : بر وزن بخواه . آن شخص چنين كرد و بعد از چند روز باز پيش حضرت آمده شكايت از احتياج خود نمود حضرت او را باز تزويج زن امر فرمود تا آن كه سه مرتبه اين معنى بوقوع پيوست ، آيا اين روايت صحيح است ؟ حضرت صادق عليه السّلام فرمودند كه اين روايت حق و صدقست و بعد ازين فرمودند كه :
الرزق مع النساء و العيال .
وَ لْيَسْتَعْفِفِ
و بايد كه طلب كنند عفت و كسر شهوت را يعنى اجتهاد كنند در قلع و قمع شهوت برياضات شاقه مثل صوم
الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً
آنان كه نيابند زنانى را كه آنها را بنكاح خود درآورند . بنا بر اين مراد از نكاح ما ينكح به است
حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
تا آن كه غنى گرداند آنها را خداى تعالى از كرم و احسان خود يعنى تا آن كه زنانى چند را نصيب ايشان گرداند كه آنها را بنكاح خود درآورند و اين آيت را توجيهات ديگر نيز كردهاند تا منافات با آيت سابقه نداشته باشد .