خداى تعالى مانند صفت نور چراغدانيست كه در آن فتيلهء روشنى باشد
الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ
آن فتيلهء مشتعلهء در چراغدان در ميان قنديلى از آبگينه باشد كه در اين صورت نور آن در غايت درخشندگى و صفا به نظر ميآيد و چون حق سبحانه و تعالى در اول فرمود كه مصباح در مشكاة است و بعد ازين فرمود كه مصباح در زجاجه است ممكنست كه اين اشارت باشد بر اينكه آن مشكاة از زجاجه بوده و بعضى از مفسرين گفتهاند كه مراد از مشكاة روزنهايست كه چراغ در آن گذارند و مراد از مصباح چراغ روشنست و مراد از بودن چراغ در زجاجه اينست كه در پيش آن روزنه آبگينه نصب كرده باشند و در عقب آن روزنه سوراخى كرده كه آن چراغ را از آن سوراخ در ميان آن روزنه گذارند و پوشيده نيست كه چراغ در عقب آبگينه در نهايت صفا و ضيا خواهد بود
الزُّجاجَةُ
آن آبگينه بهر محملى كه حمل كرده باشند از غايت درخشندگى و روشنى
كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
گوئيا ستارهايست درخشنده
يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ
افروخته باشد آن مصباح از روغن درخت با بركت و نفع كه آن
زَيْتُونَةٍ
درخت زيتون است كه آن درخت زيتون
لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
نه در طرف شرقى تنها باشد و نه در طرف غربى تنها بلكه هم شرقى باشد و هم غربى كه زيتون آن اجود زيتونها است
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ
نزديك باشد كه روغن آن درخت از غايت صفا روشنى دهد بنفس خود
وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ
اگر چه نرسيده باشد به آن آتشى كه تا بوسيلهء آن روشنى بخشد
نُورٌ عَلى نُورٍ
روشنى است بر روشنى كه آن روشنى چراغ و روشنى زيتونست
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ
راه مينمايد خداى تعالى بنور خود يعنى بحجتهاى خود
مَنْ يَشاءُ
هر كرا خواهد
وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ
و بيان مىكند خداى تعالى مثلها را و معقول را به صورت محسوس وامينمايد
لِلنَّاسِ
براى مردمان
وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
و خداى تعالى به همه چيزها داناست . ابن بابويه رضى اللَّه عنه در تأويل اين آيه از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه در كتاب توحيد روايت كرده كه