زادهء او بود چيزى بطريق صدقه ندهد و انفاق ايشان ننمايد و بعضى ديگر گفتهاند كه « نزلت فى جماعة من الصحابة حلفوا أن لا يتصدقوا على من تكلم بشىء من ذلك » و بعد ازين خواهد آمد كه حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام فرمودند كه مراد از « اولى القربا » صاحبان قرابت حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آلهاند . بهر تقدير مشكك رازى گفته كه مفسرين اجماع كردهاند كه اين آيه در شأن ابو بكر نازل شده و از اينجا لازم ميآيد كه ابو بكر بعد از رسول اللَّه افضل ناس باشد زيرا كه مراد از فضل فضيلت در دين و ثواب اخروى است ، پس اگر غيرى مساوى ابو بكر باشد در درجات دين و ثواب اخرى لازم ميآيد كه ابو بكر صاحب فضل نباشد بواسطهء آنكه مساوى در فضيلت فاضل نيست . و به دو وجه ثابت كرده كه مراد از فضل فضيلت در دين و ثواب اخروى است : يكى آنكه حق تعالى در اين آيه در مقام مدح است و جائز نيست كه خداى تعالى كسى را مدح بفضيلت دنيوى كند . ديگر آنكه مراد از سعت وسعت در احوال دنيوى است پس اگر مراد از فضل نيز فضيلت در مال باشد تكرار لازم مىآيد .
كاتب الحروف ، گويد كه سخافت اين كلمات بر صاحبان شعور ظاهر و هويدا است اما دعوى اجماع قبل از اين دانستى كه بعضى مفسرين را اعتقاد بر اينست كه اين آيه در شأن بعضى از صحابه نازل شده نه براى خصوص ابو بكر پس با وجود اين قول دعوى اجماع درين مطلب مثل دعوى اجماعيست كه در خلافت ابو بكر كردهاند ليس هذا اول قارورة كسرت فى الاسلام و آنچه گفته كه اگر غير مساوى ابو بكر باشد در درجات فضل بايد كه ابو بكر صاحب فضل نباشد . هر چند ابو بكر صاحب فضل نيست اما تساوى با فاضل ديگر در درجات فضل دينى و ثواب اخروى منافات با افضليت او دارد نه با صاحب فضل بودن او چه متصورست كه فاضل محمول بر دو شخص شود و ميتوان گفت كه زيد و عمر هر دو فضيلت در درجات دين دارند بدون تنافى در اينكلام و اما وجه اول كه براى اثبات اينمقدمه آورده كه مراد از فضل فضيلت در
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٢٧١