گفت يا رسول اللَّه قاعدهء قبطيان آنست كه چون خواهند كه كسى را داخل اهل بيت خود گردانند آلات مردى او را قطع ميكنند و قبطيان جز با صنف خود الفت و مؤانست نميكنند لهذا پدر ماريه مرا مجبوب ساخته همراه او نمود كه تا با او باشم و زنگ كدورت از خاطر او بزدايم . پس حضرت فرمود :
الحمد للَّه الذى صرف عنا السوء اهل البيت .
و روايتى كه محمد ابن حنيفه در باب ماريهء قبطيه از پدر بزرگوار خود حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده صريح است بر اينكه جريح قبطى پسر عم ماريه قبطيه بوده و جمعى ديگر نيز با عايشه در افتراى او همداستان بودند و سيد اجل سيد مرتضى رضى اللَّه عنه آن روايت را در كتاب درر و غرر ايراد كرده با تفاوت سهلى كه در تفسير على بن ابراهيم مذكور است و بعد از ايراد آن گفته : بمحض تهمت بدون اقامت بينه چون مىشود كه حضرت رسالتپناه صلّى اللَّه عليه و آله حكم بقتل كسى كند ؟ در جواب گفته كه محتملست كه قبطى از اهل ذمه بوده و حضرت ازو عهد گرفته كه تردد پيش ماريه ننمايد و بنا بر آنكه او نقض عهد كرده واجب القتل شده بود و حضرت حكم بقتل او از اينجهت كرده بود نه از جهت تهمت پس برين مقدمه اعتراض كرده كه هر گاه او بنا بر نقض عهد واجب القتل شده باشد مجبوب بودن او و آلات مردى نداشتن دخل در عدم قتل او نداشت بايست كه امير المؤمنين عليه السّلام او را بكشد . و خود جواب گفته كه چون قتل آن قبطى مفوض براى امام بود پس آن حضرت بواسطهء رفع تهمت از ماريهء قبطيه كه آن امرى عظيم و مطلبى جسيم بود بقتل او نپرداخت و حقيقت آن را بعرض حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله رسانيد تا براءت ذمهء ماريه بر عالميان ظاهر گردد چنانچه حق تعالى بر براءت او آيات نازل گردانيد
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ
هر مردى را و همچنين زنى را از اهل افك و افترا
مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ
عقاب آن چيزيست كه كسب كرده از گناه به قدر خوض در آن بهتان
وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ
آن كس كه فرا گرفت معظم و شنيعتر آن افك را از آن جماعت مانند ابن ابى سلول كه او ابتداء بافك عايشه نمود و آن را منتشر و مشهور گردانيد بمحض عداوت حضرت