وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها و تكليف نميكنيم ما هيچ نفسى را مگر به قدر طاقت او و اين تحريص است مردم را بصفات مؤمنين و اشارت بر اينكه صفات مذكوره بيرون از طاقت بشرى نيست پس بايد كه مردم سعى در تحصيل اين صفات مرضيه نمايند وَ لَدَيْنا كِتابٌ و نزد ماست يعنى و نزد ملائكهء مقربين ما كتابى است كه آن صحيفهء اعمال عبادست يَنْطِقُ بِالْحَقِّ سخن گويد آن كتاب براستى و ظاهر شود از آن امور واقعى و يافت نشود در آن خلاف واقع و نفس الامر و چون ازين كتاب ظاهر مىشود چيزها و دانسته مىشود چنانچه از نطق ناطق چيزها دانسته مىشود و ظاهر ميگردد لهذا حق تعالى نسبت نطق بكتاب داده وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ و اين گروه مذكوره ستم ديده نخواهند شد بزيادتى عقاب و بنقصان ثواب بلكه ثواب اعمال ايشان به تمام و كمال داده شود . و بعد ازين اعاده كرده بذكر احوال مشركين كه ايشان موصوف بصفات مذكوره نيستند . بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِنْ هذا بلكه دلهاى اين كافران در غفلت و حيرتست از آنچه مؤمنين موصوف به آن ميباشند و يا در غفلتند از قرآن كه مشتمل بر وعد و وعيد است و يا از كتاب حفظه لَهُمْ أَعْمالَهُمْ و مر اين كافرانراست عملهاى خبيثهاى مِنْ دُونِ ذلِكَ غير از شرك هُمْ لَها عامِلُونَ ايشان مر آن اعمال خبيثه را بجاآورندگانند . بعضى از مفسرين گفتهاند كه : « بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ تا آخر » از تتمهء كلام سابق است در بيان احوال مؤمنين به اين معنى كه بلكه اين مؤمنين با وجود وجل و خوف دلهاى ايشان در حيرتاند از عمل خود كه آيا تقصيرى از ايشان واقع شده يا نه و مر اين مؤمنين راست عملهاى سنتى غير از اعمال واجبى كه ايشان پيوسته آن نوافل را بجا ميآرند . و فخر الدين رازى اين توجيه را از ابو مسلم نقل كرده و بعد ازين گفته كه : « و اعلم
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٢٣٨