وَ آوَيْناهُما إِلى رَبْوَةٍ
و جاى داديم ما مادر و پسر را بسوى مكانى بلند كه آن بيت المقدس يا دمشق و يا رملهء فلسطين است و چون اين بلاد در بلندى واقع شدهاند اطلاق ربوه بر ايشان نمود و در صفت ربوه ميفرمايد كه
ذاتِ قَرارٍ
خداوند قرار است يعنى صالح است براى استقرار و تمكن
وَ مَعِينٍ
و خداوند آب ظاهر جارى است بر روى زمين « و معين » ميتواند كه اسم مفعول باشد مشتق از « عانه اذا أدركه بعينه » و يا فعيل است از معن بمعنى جارى و يا از ماعون بمعنى نافع . على بن ابراهيم روايت كرده كه مراد از « ربوه » حيرهء كوفه است و حيره شهرى است قرب كوفه و مراد از «
ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِينٍ
» كوفه است . و در مجمع البيان و در جوامع الجامع گفته كه : از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه مراد از « ربوه » سواد كوفه است و از « قرار » مسجد كوفه و از « معين » آب فرات و در بعضى روايات آمده كه
« الربوة نجف الكوفة و المعين الفرات »
يا أَيُّهَا الرُّسُلُ
اى فرستادگان بسوى عباد و اى پيغمبران . اين خطاب بر جميع پيغمبران است هر كدام را در زمان خود
كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ
بخوريد از طعامهاى پاكيزهء حلال
وَ اعْمَلُوا صالِحاً
و بكنيد كارهاى نيكو زيرا كه
إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
بدرستى كه من به آنچه شما ميكنيد دانايم و موافق آن شما را جزا و سزا خواهم داد
وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً
و بدرستى كه اين ملت اسلام ملت شماست اى مخاطبين در حالتى كه آن ملت ملت يگانه است باعتبار توحيد و اصول شرايع و اين جمله مستأنفه است
وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ
و من پروردگار شماام پس بترسيد مرا .
فَتَقَطَّعُوا
أى فتفرقوا
أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ
اى فى امرهم
زُبُراً
اى قطعا و فرقا يعنى پس متفرق شدند يهود و نصارى و مشركين در امر دين خود ميان يكديگر در حالتى كه قطعه قطعه و فرقه فرقه بودند به اين معنى كه هر كدام از اين فرقه منقسم به چند فرقه شدند
كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
هر گروهى از اين جماعت متفرقه به آنچه نزد ايشانست از دين باطل و كيش لاطايل خوشحالند و آن را حق ميدانند .