تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
را بسوى قوم او
فَقالَ
پس گفت نوح مر قوم خود را كه
يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ
اى قوم من عبادت كنيد خداى تعالى را زيرا كه
ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
نيست شما را هيچ معبودى غير از خداى تعالى
أَ فَلا تَتَّقُونَ
اى « أ فلا تخافون من ازالة النعمة » آيا نميترسيد از ازالهء نعمت و از اهلاكى كه مترتب بر شرك و بر كفران نعمت است .
فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ
پس گفتند اشراف و رؤساء آنانى كه نگرويدند بخداى تعالى و برسول او از قوم نوح مر عوام قوم او را
ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
نيست اين نوح كه شما را بتوحيد ميخواند و دعوى پيغمبرى مىكند مگر آدمىاى مانند شما در خوردن و آشاميدن و غير آن
يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ
ميخواهد به اين دعاوى اين معنى را كه افزونى جويد بر شما و مهتر شما گردد و الا پيغمبر خدا از جنس بشر نخواهد بود
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ
و اگر خواستى خداى تعالى كه پيغمبرى بر ما بفرستد
لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً
هر آينه فرو فرستادى فرشتگان را براى پيغمبرى ما نه بشر را
ما سَمِعْنا بِهذا
نشنيديم ما اين را كه آدمى رسول خداى تعالى باشد
فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ
در ميان پدران ما كه پيش ازين گذشته و گذاشته‌اند .
إِنْ هُوَ
اى ما هو يعنى نيست اين نوح
إِلَّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ
مگر مردى كه به او عارض شده ديوانگى
فَتَرَبَّصُوا بِهِ
پس انتظار بريد به آن نوح
حَتَّى حِينٍ
تا زمانى كه شايد از عارضهء جنون خلاص شود و اگر احيانا از مرض جنون او را افاقه رو ندهد پس بكشيد او را .
قالَ
گفت نوح بعد از ياس و حرمان از ايمان ايشان
رَبِّ انْصُرْنِي
اى پروردگار من يارى ده مرا باهلاك اين قوم
بِما كَذَّبُونِ
بسبب تكذيب ايشان مرا . بنا برين كلمهء « ما » مصدرى است .
فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ
پس وحى كرديم ما بسوى نوح
أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ
به اينكه بساز كشتى را
بِأَعْيُنِنا
در حالتى كه متلبس باشى بحفظ ما از خطايى در ساختن آن تعبير
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 226 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي