وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
و سلام خداى تعالى بر من است ، يعنى ايمنى از خوف و دهشت اين سه روز : روزى كه متولد شدم ، و روزى كه بميرم ، و روزى كه برانگيخته شوم در قيامت زنده .
[ سوره مريم ( 19 ) : آيات 34 تا 36 ]
ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ ( 34 ) ما كانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحانَهُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( 35 ) وَ إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ( 36 )
ذلِكَ
اينكه گفت كه من بندهء خدايم
عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ
عيسى پسر مريم است ، نه آنكه نصارى وصف كردهاند او را و بخدايى او اعتقاد نموده زيرا كه هيچ كس حال خود را بهتر از خود نمىداند ، هر گاه او خود را بنده داند ديگرى چون او را مالك خواند
قَوْلَ الْحَقِّ
اى اقول قول الحق ، يعنى اين قول عيسى قول حق است
الَّذِي
آن قول حق و صدق كه
فِيهِ يَمْتَرُونَ
در آن شك مىكنند مردم چنانچه يهودان طرف تفريط را گرفته ، قصهء عيسى را حمل بامور نالايق مىكنند و نصارى طرف افراط را گرفته دعوى پسر خدايى او و دعوى خدايى او مىنمايند ، پس حق تعالى در تكذيب نصارى مىفرمايد كه :
ما كانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ
سزاوار نيست مر خداى تعالى را اينكه فرا گيرد فرزندى
سُبْحانَهُ
منزه و مبرا است از اخذ ولد و از جميع صفات نقص ، و در تبكيت نصارى مىفرمايد
إِذا قَضى أَمْراً
چون حكم كند خداى تعالى بايجاد چيزى
فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ
پس جز اين نيست كه گويد مر آن چيز را : بباش و موجود شو
فَيَكُونُ
پس بباشد او و موجود شود ، و هر گاه قدرت الهى به اين مثابه باشد منزه خواهد بود از مشابهت خلق و از اخذ ولد باحبال اناث
وَ إِنَّ اللَّهَ
بكسر همزه عطف است بر «
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ
» به اين معنى كه گفت عيسى كه من بندهء خدايم و بدرستى كه خداى تعالى «
رَبِّي وَ رَبُّكُمْ
» پروردگار من و پروردگار شماست
فَاعْبُدُوهُ
پس عبادت كنيد او را
هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ
اينست راهى راست كه عابد را ببهشت مىرساند .