حيث قال :
بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
»
و على بن ابراهيم عليه الرحمة اول سبب نزول اين آيه را موافق اعتقاد عامه نقل كرده چنانچه گفتند كه : عامه روايت كردهاند كه حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله در مسجد الحرام روزى مشغول نماز بود و سورهء « و النجم » را ميخواند و قريش استماع آن ميكردند و چون حضرت بآيهء
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
رسيد شيطان در زبان حضرت جارى ساخت كه « فانها الغرانيق العلى و أن شفاعتهن لترتجى » پس قريش از استماع اين كلام شاديها كرده به سجده افتادند و وليد بن مغيره از غايت ضعف نتوانست سجده كند كفى از سنگريزه برداشت و نشسته بر آن سجده كرد و همه گفتند كه : محمد اقرار نمود كه لات و عزى شفيع خواهند بود ، درين وقت جبرئيل نزد حضرت آمده گفت : خواندى كلامى را كه بر تو نازل نشده بود و آيهء كريمهء
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ
را تا آخر نازل گردانيد به اين معنى كه ما هيچ رسول و نبى نفرستاديم مگر آنكه چون تلاوت كرد بيفكند شيطان در امنيهء او يعنى در تلاوت آنچه خواست پس باطل ميگرداند خداى تعالى آن كفرياتى را كه شيطان در زبان انبيا و رسل ميافكند . پوشيده نماند كه اين سخن منافى عصمت انبياست ، و قاضى ناصر الدين بيضاوى گويد كه : و هو مردود عند المحققين . و بهر تقدير على بن ابراهيم بعد از روايت عامه گفته كه : مروى از حضرت صادق عليه السّلام است كه وقتى حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله را فقر و احتياجى رو داده بود آن حضرت بخانهء يكى از انصار درآمده فرمود كه : نزد شما طعامى هست ؟ أنصارى گفت : آرى أى رسول خدا و به زودى بزى را ذبح كردند و آن را بريان نمودند و نزد حضرت آوردند درين وقت حضرت آرزوى آمدن حضرت أمير المؤمنين و سيدة نساء العالمين و سيدى شباب أهل الجنة حسنين صلوات اللَّه و سلامه عليهم اجمعين نمود تا آنكه اين بز بريان را با آن حضرت صرف نمايند كه ناگاه أبو بكر و عمر نزد حضرت آمدند و بعد از ورود ايشان حضرت أمير بملازمت حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله رسيدند پس حق سبحانه و