شود
أَلْقَى الشَّيْطانُ
ميافكند شيطانى از شياطين الانس كه قوم آن پيغمبرند و اظهار عداوت او ميكنند
فِي أُمْنِيَّتِهِ
أى : فى وقت حصول أمنيته يعنى در وقت حصول آرزوى آن پيغمبر كه انتقال بدار القرارست مذمت آن پيغمبر و قدح و طعن او را در ميان كتابى كه براى او نازل شده به اين معنى كه بعد از فوت او تحريف كتاب او مىكنند و امورى چند كه باعث قدح آن پيغمبر باشد در آن درج مينمايند مانند يهود كه تحريف كردند و أحكام الهى را تغيير و تبديل دادند و مانند امت پيغمبر ما صلوات اللَّه عليه و آله كه بعد از آن حضرت تغيير كلمات وحيانى دادند و نام وصى او و ذكر ولايات آن وصى را از قرآن انداختند چنانچه در آيهء ما نحن فيه لفظ محدث را كه از صفات وصى اوست از اينجا دور كردند و اين معنى از غرايب اتفاقات است
فَيَنْسَخُ اللَّهُ
پس زايل مىكند خداى تعالى از دل مؤمنين
ما يُلْقِي الشَّيْطانُ
آنچه را كه شيطان الانس داخل در كتاب آن پيغمبر كرده و قبول نمىكنند آن ما يلقى الشيطان را و اصغا و استماع آن نمينمايند مگر دلهاى منافقين و جاهلين قوم او
ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ
پس محكم ميسازد خداى تعالى آيات خود را و بدين وسيله حفظ مىكند اولياء خود را از ضلال و عدوان و از تبعيت أهل كفر و طغيان ، آن اوليائى را كه راضى نيست حق تعالى كه بگرداند آنها را مانندهء انعام و فرموده : «
بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
» تفسير اين آيه بدين وجه مأخوذ از حديث أمير المؤمنين و يعسوب المسلمين است صلوات اللَّه عليه چنانچه در كتاب احتجاج در تفسير اين آيه از آن حضرت روايت كرده كه يعنى
« انه ما من نبى تمنى مفارقة ما يعاينه من نفاق قومه و عقوقهم و الانتقال عنهم الى دار الاقامة الا ألقى الشيطان المعرض بعداوته عنده فقده فى الكتاب الذى انزل عليه ذمه و القدح فيه و الطعن عليه فينسخ اللَّه ذلك من قلوب المؤمنين فلا يقبله و لا يصغى اليه غير قلوب المنافقين و الجاهلين و يحكم اللَّه آياته بأن يحمى اولياؤه من - الضلال و العدوان و مشايعة أهل الكفر و الطغيان الذين لم يرض اللَّه أن يجعلهم كالانعام