حق نتوانند كرد و مختفىاند يا از خوف اعداء و يا بنا بر غير آن و امامى هست كه اظهار حق تواند كرد يا براى بعضى از خلص أصحاب و يا براى كافهء انام مانند حضرت صادق و امام رضا عليهما السلام كه محكوم بنشر أحكام الهى شدند و به صحت رسيده كه چهارهزار كس روات أحاديث حضرت صادق عليه السّلام بودند .
أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ
تفسير مشهور اينست كه آيا پس سير نكردند مشركين قريش در حين تجارت در زمين يمن و شام و مشاهده ننمودند خرابى شهر هاى كفار ما تقدم را از قوم عاد و ثمود تا از آن عبرت گيرند و أما در كتاب خصال از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه مراد از «
أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ
: أ فلم ينظروا فى القرآن » است يعنى آيا پس نظر نكردند اين كافران و منافقان در آيات قرآنى تا آنكه حقيقت پيغمبر آخر الزمان صلوات اللَّه عليه و آله و اوصياء او بر ايشان ظاهر گردد
فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ
پس باشد مر ايشان را دلهايى كه
يَعْقِلُونَ بِها
تعقل كنند به آن دلها امورى را كه باعث عبرت ايشان شود مثل عذابهايى كه بر مكذبين سابق نازل گرديد
أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها
يا باشد ايشان را گوشهايى كه بشنوند به آن أخبار اهلاك امم ماضيه و خرابى ديار آنها را . و بنا بر حديث خصال معنى آيه چنين است كه پس باشد ايشان را دلهايى كه دريابند به آن حقايق قرآنى و معجزات قرآنى را يا باشد ايشان را گوشى كه بشنوند به آن گوشها آيات محكمات قرآن را
فَإِنَّها
پس بدرستى كه قصه اينست كه
لا تَعْمَى الْأَبْصارُ
كور و نابينا نيست ديدههاى ظاهرى ايشان از ديدن امورى كه عبرت آورد
وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
ليكن نابيناست از تدبير آن امور دلهايى كه در سينههاى ايشانست . حاصل كلام آنكه خللى در مشاعر ايشان نيست بلكه اتباع هواى نفسانى و انهماك در تقليد ديگران عقول مدركهء ايشان را خلل و آفت رسيده ، و ايراد «
الَّتِي فِي الصُّدُورِ
» با آنكه قلوب در صدور است اشارت بر تأكيد و نفى تجوز است كه مبادا كسى بگويد كه مراد از « قلوب »