وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ
و اگر تكذيب كنند مشركين قريش ترا اى محمد آزرده مباش زيرا كه اينمعنى مخصوص تو نيست
فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ
پس بتحقيق تكذيب كردند پيش ازين كفار قريش كه تكذيب تو ميكنند
قَوْمُ نُوحٍ
قوم نوح نوح را و چون « قوم » جمع است و جمع باعتبار جماعت مؤنث است لهذا فعل آن را كه تكذيب است تانيث آورده
وَ عادٌ
و قوم عاد هود را
وَ ثَمُودُ
و قوم ثمود صالح را
وَ قَوْمُ إِبْراهِيمَ
و قوم ابراهيم ابراهيم را و قوم لوط و قوم لوط لوط را
وَ أَصْحابُ مَدْيَنَ
و اهل شهر مدين شعيب را
وَ كُذِّبَ مُوسى
و تكذيب كردند قبطيان موسى را تغيير اسلوب در باب موسى و بر طبق عبارات سابقه و « قوم موسى » نگفتن اشارت بر اين است كه قوم موسى كه بنو اسرائيلاند تكذيب او نكردند و به او ايمان آوردند بلكه مكذب موسى قوم فرعون قبطيان بودند
فَأَمْلَيْتُ لِلْكافِرِينَ
پس تأخير كرديم و مهلت داديم مر كافران را در عذاب
ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ
پس گرفتيم ايشان را در وقت مقرر به عذاب گوناگون مانند طوفان و ريح صرصر و صيحه و خسف و حجاره و عذاب يوم الظله و غير ذلك
فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ
پس چه گونه بود انكار من ايشان را بسبب تكذيبى كه انبياء خود را ميكردند .
فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ
پس بسا از شهرها كه
أَهْلَكْناها
أى أهلكنا اهلها يعنى هلاك كرديم اهل آن شهرها را
وَ هِيَ ظالِمَةٌ
حال كونى كه آن قريه ستمكار بودند بر خود به اختيار شرك
فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
اى فهى ساقط حيطانها على سقوفها يعنى پس