تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
را تا ندا كند در ميان مردم براى گزاردن حج برآمد ابراهيم بر بالاى سنگى كه اين زمان مشهور به مقام ابراهيم است و آن مقام مرتفع شد بحيثيتى كه با كوه ابو قيس برابرى كرد پس ندا كرد مردمان را بگزاردن حج پس شنيدند نداى ابراهيم را كسانى كه در اصلاب رجال و ارحام نسا بودند و خواهند بود تا قيام ساعت . و در حديث على بن ابراهيم است كه چون ابراهيم مأمور باعلام گرديد گفت : اى پروردگار من آواز من به همه جا نميرسد . حق تعالى وحى فرستاد به او كه از تو اذانست و از من رسانيدن آن پس ابراهيم بر بالاى مقامى كه كه در آن روز ملاصق بيت بود برآمد و آن مقام ارتفاع . پذيرفت بمرتبه‌اى كه بلندتر از جميع جبال گرديد و ابراهيم دو انگشت خود را بر دو گوش خود گذاشته به طرف مشرق و مغرب ندا كرد كه « ايها الناس كتب عليكم الحج الى البيت العتيق فاجيبوا ربكم فاجابوه من تحت البحور السبع و من بين المشرق و المغرب الى منقطع التراب من اطراف الارض كلها و من اصلاب الرجال و ارحام النساء بالتلبية : لبيك اللهم لبيك ، ا و لا ترونهم يأتون يلبون فمن حج من يومئذ الى يوم القيامة فهم ممن استجاب اللَّه و در كتاب علل الشرائع از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه چون ابراهيم بر بالاى آن سنگ برآمد و بأداى كلام روحانى شروع كرد آن سنك تاب حمل مقر وحى ربانى نياورده پاهاى ابراهيم در ميان آن سنگ فرو رفت و اثر قدم آن حضرت در آن سنك ماند و اين احاديث دلالت صريح دارند بر آنكه « اذّن » خطاب به حضرت ابراهيم عليه السلام است . و در كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت رسالت‌پناه صلّى اللَّه عليه و إله ده سال در مدينهء مكرمه اقامت نمود و حج نكرد تا آنكه آيهء
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ
نازل گرديد پس حضرت مؤذنين را امر كرد كه بآواز بلند مردم را بگزاردن حج بخوانند بهر تقدير حاصل كلام آنست كه ابراهيم عليه السلام با حضرت رسالت‌پناه صلّى اللَّه عليه و آله مأمور شدند به اينكه ندا كنند مردم را به حج
يَأْتُوكَ
تا بيايند آن مردم ترا يعنى تا بيايند بسوى تو