مجاورت چنانچه در آيهء
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
نيز عبارت از مكه است و احاديث اهل بيت عليهم السلام بر اينمعنى متكرر الورود است چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده كه « هذه الاية نزلت فى قريش حين صدوا رسول اللَّه عن مكة » و در تفسير «
سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ
» گفته : و اهل مكة و من جاء اليهم من البلدان فهم فيه سواء لا يمنع النزول و دخول الحرم . و در كتاب نهج البلاغة المكرم در كتابتى كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به قثم بن عباس كه از جانب آن حضرت عامل مكه بود نوشته چنين است كه
« و أمر اهل مكة ان لا يأخذ و امن ساكن اجرا فان اللَّه سبحانه يقول :
سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ
. و العاكف المقيم به و الباد الذى يحج اليه من غير أهله »
و
فى قرب الاسناد للحميرى باسناده الى أبيه عن على السلام انه كره اجارة بيوت مكة و قرأ «
سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ
و در تهذيب الاحكام در كافى از حضرت صادق عليه السلام روايت كردهاند كه آن حضرت بعد از تلاوت «
سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ
فرموده كه در اول خانههاى مكه را در نبود و اول كسى كه خانهء خود را درگذاشت فرعون اين امت و صاحب «
سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً
» معاويه بود و سزاوار نيست احدى را كه منع كند حاج را از دخول بر خانهها و منازل خود تا آنكه مناسك حج را بجا بياورند . و بعضى از فقهاء عامه مثل ابو حنيفه كه مسجد الحرام را به مكه تأويل كرده بآيهء «
سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ
» زيرا كه ضمير « فيه » اگر چه راجع به مسجد الحرام است اما چون اقامت در مكه واقع مىشود نه در مسجد الحرام پس بايد كه مراد از مسجد الحرام مكه باشد استدلال كرده به اين آيه بر عدم بيع خانههاى مكه و اجاره دادن آن : ليكن مختار محققان اصحاب ما جواز بيع آنست چنانچه شهيد ثانى عليه الرحمه در كتاب مسالك الافهام گفته : « المشهور الجواز و عليه العمل » و دليل برين اينست كه حق سبحان و تعالى در آيهء
لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ
اضافه كرده خانههاى مكهء معظمه را بارباب آنها و ظاهر ازين ملكيت است