تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
بدستيارى امير المؤمنين عليه السّلام شيبه را ، و در كتاب خصال از حضرت سيد الشهداء عليه سلام اللَّه الملك الاعلى در تفسير اين آيه روايت كرده كه : « نحن و بنو امية اختصمنا فى اللَّه تعالى قلنا : صدق اللَّه تعالى . و قالوا : كذب فنحن الخصمان يوم القيامة » و على بن ابراهيم روايت كرده كه . « نحن قلنا : صدق اللَّه و رسوله و قالت امية : كذب اللَّه و رسوله »
فَالَّذِينَ كَفَرُوا
پس آنان كه كافر شدند . على بن ابراهيم روايت كرده كه : يعنى بنو اميه . و در اصول كافى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه : فالذين كفروا بولاية على عليه السّلام . و از اين حديث كفر مخالفين در غايت ظهور است الا لعنة اللَّه على الكافرين
قُطِّعَتْ لَهُمْ
بريده شود براى ايشان موافق قامت ايشان در قيامت
ثِيابٌ مِنْ نارٍ
جامه‌هايى از آتش و چنانچه جامه احاطهء ابدان ايشان مىكند آتش نيز اجساد كثيفهء آنها را احاطه كند حالكونى كه
يُصَبُّ
ريخته شود
مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ
از بالاى سر ايشان آب جوشان
يُصْهَرُ بِهِ
حال است از « حميم » يعنى در حالتى كه گداخته شود به آن حميم
ما فِي بُطُونِهِمْ
آنچه در شكمهاى ايشان باشد
وَ الْجُلُودُ
پوستهاى ايشان به اين معنى كه آن حميم هم بر باطن ايشان اثر كند و هم بر ظاهر ايشان .
وَ لَهُمْ
و براى تعذيب اين كفار است
مَقامِعُ مِنْ حَدِيدٍ
گرزهايى از آهن چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده كه : المقامع الاعمدة التي يضربون بها . و قاضى ناصر الدين بيضاوى و فخر رازى و جمعى ديگر « مقامع » را بسياط كه تازيانه‌ها است تفسير كرده‌اند .
كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها
هر گاه خواهند اين كفار اينكه بيرون آيند از دوزخ يعنى هر گاه اراده كنند كه خود را از دركات و اسافل دوزخ باعلاى آن رسانند
مِنْ غَمٍّ
از جهت كثرت غم و الم و پس از اين اراده خود را باعلاى دوزخ برسانند
أُعِيدُوا فِيها
بازگردانيده شوند در آن ، يعنى زبانيه عمودهاى آهنين بر رؤس آنها زنند و ايشان را جبرا و قهرا باز به آن درك اسفل دوزخ عود فرمايند . و در