جنت گرداند و مبطل را داخل دوزخ
إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
بدرستى كه خداى تعالى بر همه چيز شاهد و دانا است ، ايراد كلمهء « ان » در دو جزء جمله به جهت تأكيد است .
أَ لَمْ تَرَ
آيا نمىدانى تو اى محمد ، در مجمع البيان گفته كه اگر چه خطاب بحسب ظاهر با حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله است اما مراد جميع مكلفين است يعنى آيا نميدانى تو اى مكلف
أَنَّ اللَّهَ
اين را كه خداى تعالى
يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
سجده مىكنند مر او را هر كه در آسمانها است و هر كه در زمين است
وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ
و سجده مىكنند مر او را آفتاب و ماه و ساير ستارگان
وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ
و كوهها و درختان و چهارپايان
وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ
مراد از كثرت در اين جا بمعنى ظاهرى آن نيست و الا با «
وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ
» راست نمىآيد بلكه مراد از آن پارهء مردم است يعنى و گروهى از مردمان كه اهل ايمانند نيز خداى تعالى را سجده ميكنند ، اگر كلمهء « من » در «
مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
مخصوص بذوى العقول باشد افراد «
كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ
» بذكر كه از جملهء ذوى العقول و داخل در «
مَنْ فِي الْأَرْضِ
» است محتاج بنكتهاى است وقتى كه «
كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ
» معطوف به «
وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
» باشد چنانچه مذكور شد ؛ و مىتواند كه مبتداء محذوف الخبر باشد اى : و كثير من الناس حق عليه الثواب . بحسن مقابلهء به او «
كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ
» و در اين صورت احتياج بنكته نيست و اگر كلمهء « من » عام باشد بر ذوى العقول و غير ذوى العقول افراد ما بعد «
مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
» بذكر كه همه داخل در «
مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
» اند محتاج بنكته است و ظاهرا نكته ظهور آنها و اهتمام بشأن آنها باشد . سجود در ذوى العقول بمعنى خودش است و در غير ذوى العقول بمعنى خضوع و يا افتقار ذاتى كه مرادف امكان ذاتى است اگر استعمال لفظ مشترك بهر دو معنى جايز باشد و بعضى گفتهاند كه مراد