[ سوره الحج ( 22 ) : آيات 17 تا 18 ]
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئِينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ( 17 ) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ ( 18 )
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا
بدرستى كه آنان كه ايمان آوردند
وَ الَّذِينَ هادُوا
و آنان كه يهود شدند
وَ الصَّابِئِينَ
و ميلكنندگان را از دينى بدينى ديگر كه مراد از آن ستاره پرستان است
وَ النَّصارى
و اهل ناصره يعنى ترسايان كه بالوهيت عيسى قائل شدهاند
وَ الْمَجُوسَ
و گبران ، در كتاب توحيد روايت كرده كه اشعث بن قيس از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام پرسيد كه بكدام وجه از مجوس اخذ جزيه مىكنند با آنكه ايشان را نه پيغمبر است و نه كتاب ؟ حضرت فرمودند كه اينچنين نيست كه تو مىگويى زيرا كه ايشان را هم كتاب بوده و هم پيغمبر تا آنكه پادشاه ايشان شبى مست شده با دختر خود زنا كرد و قوم او چون مطلع به اين عمل شنيع شدند صبح نزد پادشاه خودشان آمده گفتند كه دين ما را ضايع كردى بايد كه اجراى حد بر تو كرد .
پادشاه بايشان گفت كه مرا در اين كار عذرى است مقبول زيرا كه حق سبحانه و تعالى را كريمتر و بزرگتر از آدم مخلوقى نبود و او دختران خود را بپسران خود مىداد پس اگر من نيز با دختر خود دخول كرده باشم گناهى نكرده باشم . قوم او گفتند :
راست گفتى دين حق همين است . بعد از اين حق تعالى بواسطهء مكافات اين گناه عظيم علمى كه در سينهء ايشان بود محو كرد و كتابى را كه بر ايشان نازل كرده بود از ميان ايشان برداشت و ازين جهت همهء آنها مستحق دخول نار شدند
وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا
و آنان كه شرك آوردند
إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ
بدرستى كه خداى تعالى جدا كند حق را از باطل و محق را از مبطل
يَوْمَ الْقِيامَةِ
در روز قيامت و محق را داخل