إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا
داخل مىكند آنانى را كه ايمان آوردهاند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردهاند كارهاى نيكو
جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
در بهشتهايى كه ميرود از زير قصور و اشجار آن جويهاى آب
إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ
بدرستى كه خداى تعالى مىكند آنچه را كه ميخواهد از عذاب مشركين و ثواب موحدين .
مَنْ كانَ يَظُنُّ
هر كه باشد از اعادى پيغمبر كه گمان كند از روى غيظ و خشم
أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ
اين را كه نصرت نميدهد محمد نبى خود را خداى تعالى
فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
در دنيا و در آخرت ، اگر چه نام نامى حضرت صريحا سابق نگذشته اما ايمايى گذشته كه از آن جا نام آن حضرت منتزع است زيرا كه ايمان تمام نيست بدون قبول نبوت آن حضرت
فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ
كلمهء « با » در « بسبب » زايد است يعنى پس بايد كه ببندد ريسمانى را
إِلَى السَّماءِ
بسوى سقف خانه و آن را به حلق خود اندازد
ثُمَّ لْيَقْطَعْ
پس مختنق شود يعنى خفه شود ، تعبير اختناق بقطع بواسطهء آن است كه اختناق باعث قطع نفس است يا مراد اين است كه : ثم ليقطع الحبل حتى يخر . يعنى پس قطع كند و ببرد آن ريسمان را تا آنكه بر زمين افتد و بميرد ، معنى اول در كتاب صحاح عامه مذكور است لهذا على بن ابراهيم رحمه اللَّه اين معنى را بعامه نسبت داده و گفته :
و اما العامة فانهم رووا فى ذلك انه من لم يصدق بما قال اللَّه ، اى : من نصرة النبى فليلق حبلا الى سقف البيت ثم ليختنق . و بعضى گفتهاند كه مراد از « سماء » آسمان دنيا است و معنى آيه اين است كه : پس ببندد ريسمانى را بسوى آسمان دنيا و دست در آن زده قطع مسافت كند تا آنكه خود را بفلك رساند و در دفع نصرت از پيغمبر جهد تمام نمايد
فَلْيَنْظُرْ
پس بايد كه نظر كند آن شخص كه اگر اين كار كند
هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ
آيا