به هيچ كس مگر به من اينكه
أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
جز اين نيست كه معبود شما معبود يگانه است ، صاحب قاموس گفته كه : « انما » بفتح همزه مانند « انما » بكسر مفيد حصر است و اين هر دو در آيهء
إِنَّما يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
جمع شده و اول براى قصر صفت است بر موصوف يعنى قصر وحى بر پيغمبر ما صلوات اللَّه عليه و آله و ثانى قصر موصوف بر صفت يعنى قصر خداى تعالى بر توحيد ، و بعد از اين گفته كه كسى كه حصر را مختص به « انما » مكسور دانسته كلام او مردود است ، مخفى نماند كه حصر خداى تعالى بر توحيد اشارت بر اين است كه آنچه اهتمام در شأن آن بيشتر است اثبات وحدانيت خداى تعالى است
فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
پس آيا هستيد شما منقادون و مخلصون در عبادت خداى تعالى بر مقتضاء وحى ؟ ابن شهرآشوب در كتاب مناقب از ابو بصير روايت كرده كه حضرت صادق عليه السلام فرمودند :
«
فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
للوصية بعدى ، نزلت مشددة »
« يعنى مسلمون » بتشديد لام نازل شده و معنى آيه اين است كه : پس آيا هستيد شما تصديقكننده مر وصيت مرا بعد از من ؟ يعنى وصيتى كه دربارهء مرتضى كردهام كه او را بعد از من خليفه و اولى به تصرف دانيد .
فَإِنْ تَوَلَّوْا
پس اگر برگردند ايشان از توحيد و از قبول وصيت
فَقُلْ
پس بگو بايشان كه
آذَنْتُكُمْ
اعلام كردم شما را بدانچه مأمور بودم
عَلى سَواءٍ
در حالتى كه شما برابر بوديد در اين اعلام و اين اعلام بهمهء شما رسيد ، يا مراد اين است كه در حالتى كه من و شما برابر بوديم در علم به آنچه بشما اعلام كردم چه علم من بطريق وحى و علم شما باعلام من بود و هر دو علم منتهى بمخبر صادق مىشود
وَ إِنْ أَدْرِي
كلمهء « ان » بمعنى « ما » نافيه است يعنى و نميدانم من
أَ قَرِيبٌ
آيا نزديك است
أَمْ بَعِيدٌ
يا دور است
ما تُوعَدُونَ
آنچه وعده داده مىشويد به آن كه آن يا تسلط مسلمانان است و يا وقوع قيامت ، اما اين را مىدانم كه هر دو بيقين واقع خواهند شد .