تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
خود را به اين وجه كه :
رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً
اى پروردگار من مگذار مرا تنها و عطا كن به من فرزندى كه معين و وارث من باشد
وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ
و تو بهترين وارثانى پس اگر مرا وارثى نباشد باكى از آن ندارم .
فَاسْتَجَبْنا لَهُ
پس قبول كرديم مر دعاى او را
وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى
و بخشيديم مر او را پسرى يحيى نام
وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ
و بصلاح آورديم ما براى زكريا زن او را يعنى بعد از آنكه زن او عقيم شده بود و حايض نمىگرديد او را قابل حامله شدن گردانيديم و حيض از او جارى شد چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده كه : « كانت لا تحيض فحاضت » بنا بر اين توجيه ضمير « له » راجع بزكريا است چنانچه ضماير سابقه راجع به آن حضرت است و از كلام قاضى ناصر الدين بيضاوى ظاهر مىشود كه محتمل است كه اين ضمير راجع شود بولادتى كه از سياق مأخوذ مىگردد و از اين توجيه تفكيك ضماير لازم مىآيد زيرا كه گفته «
وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ
. اى اصلحناها للولادة بعد عقرها او لزكريا بتحسين خلقها و كانت حردة » يعنى باصلاح آورديم ما براى ولادت زوجهء زكريا را بعد از عقر و يأس از ولادت ، يا باصلاح آورديم براى زكريا زوجهء او را بنيكو گردانيدن خلق آن زوجه و بود آن زوجه قبل از اين خشمگين و بد خلق و حرد بحا و راء مهملتين بمعنى خشمناك است
إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ
بدرستى كه اين پيغمبران مذكوره يا زكريا و زوجه و ولد او يحيى بودند كه سرعت مىكردند در بجا آوردن نيكوئيها .
وَ يَدْعُونَنا
و مىخوانند ما را
رَغَباً وَ رَهَباً
اى للرغبة و للرهبة ، تا آنكه « رغبا و رهبا » مفعول له باشند يعنى براى رغبت نمودن به ثواب و به جهت ترسيدن از عقاب ، و مىتواند كه « رغبا و رهبا » حال از ضمير فاعل « يدعوننا » باشد ، اى : يدعوننا راغبين و راهبين . چنانچه على بن ابراهيم تصريح كرده يعنى مىخواندند ما را در حالى كه رغبت كننده بودند به ثواب و ترسنده بودند از عقاب
وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ
و بودند ما را
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 145 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي