فى الراجعة » فهذه الاية من اعظم الدلالة فى الرجعة لان احدا من اهل الاسلام لا ينكر ان الناس كلهم يرجعون الى القيامة من هلك و من لم يهلك .
و اگر حرام را بمعنى خود گيرند و « لا » را غير زايد ، يا حرام را بمعنى وجوب دانند و « لا » را زايد ، بنا بر اين مراد از رجوع رجوع در محشر خواهد بود . اما معنى اول : ممتنع است بر اهل قريهء مهلكين به عذاب آنكه رجوع نكنند بمحشر براى جزا و مكافات ، و اما معنى ثانى : واجب است بر اهل قريهء موصوف بصفت مذكور اينكه رجوع كنند بمحشر ، و اين محمل نيز صحيح است و صحيح است وقتى كه حرام را بمعنى خود و « لا » را زايد دانند رجوع را بمعنى رجوع در توبه گيرند به اين معنى كه ممتنع است بر قوم مهلكين اينكه رجوع كنند بتوبه زيرا كه بعد از هلاك توبه متحقق نگردد . اما چون موافق حديث آن است كه ما بيان كرديم بايد كه اين آيهء كريمه را به همان روش تفسير كرد و چون مهلكين به عذاب را رجوع در دنيا نيست بلكه رجوع ايشان هميشه در قيامت خواهد بود حق تعالى بيان علامت قيامت مىكند و مىفرمايد كه مردمان رجوع نكنند در قيامت
حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ
اى : حتى اذا فتحت سد يأجوج و مأجوج ، يعنى تا وقتى كه گشاده شود سد
يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ
وَ هُمْ
و اين يأجوج و ماجوج بعد از انفتاح سد
مِنْ كُلِّ حَدَبٍ
از هر بلندى
يَنْسِلُونَ
مىشتابند و خود را به همه بقاع زمين مىرسانند ، و على بن ابراهيم روايت كرده كه :
اذا كان فى آخر الزمان خرج يأجوج و مأجوج الى الدنيا و يأكلون الناس . و چون مسكن يأجوج و مأجوج جبال مرتفعه است اشارت بر اين معنى كرده فرمود : «
وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ
» اى : من كل ارض مرتفعة كانت مساكنهم فيها يسرعون
وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ
و نزديك است وعدهء حق و صدق يعنى وعدهء قيامت
فَإِذا هِيَ
پس آن هنگام كه واقع شود قيامت قصه اينست كه
شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا
خيره باشد از هول قيامت چشمهاى آنان كه نگرويدند به خدا و برسول خدا حالكونى كه گويند آن كافران
يا وَيْلَنا
اى واى بر ما
قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا
بتحقيق بوديم ما در