لا يصبرون على التعيير » و ايضا مروى است كه
« سئل ايوب عليه السّلام بعد ما عافاه اللَّه : اى شىء كان اشد عليك مما مر عليك ؟ فقال : شماتة الاعداء »
بنا بر اين ، اين آيه منافات با آيهاى كه در سورهء مباركهء « ص » مىفرمايد كه : «
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً
» « 1 » ندارد زيرا كه مراد از اين صبر ، صبر از مرضها و بيماريها و ذهاب مال و اولاد است نه صبر از تعيير و سرزنش . و در دفع منافات وجهى ديگر نيز گفتهاند ، ان شاء اللَّه تعالى در سوره « ص » خواهى شنيد
وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
و تو رحمكنندهتر رحمكنندگانى
فَاسْتَجَبْنا لَهُ
پس اجابت كرديم ؛ براى او دعاى او را
فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ
پس ازاله كرديم ما آنچه را كه به او رسيده بود از امراض و اسقام تا احدى را جاى تعيير و سرزنش او نباشد
وَ آتَيْناهُ
و داديم او را يعنى زنده گردانيديم براى او
أَهْلَهُ
فرزندان او را كه از اين بليت بآجال خود مرده بودند
وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ
و زنده گردانيديم مانند آن فرزندان را كه در حين سنوح بليت فوت شده بودند چنانچه در كافى از ابو بصير روايت كرده كه :
قلت له : كيف اوتى مثلهم معهم ؟ قال : « احيا له من ولده الذين كانوا ماتوا قبل ذلك بآجالهم مثل الذين هلكوا يومئذ »
رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا
كشف ضر كرديم از جهت بخشش از نزد ما به او
وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ
و از جهت موعظه و پند مر عبادتكنندگان را .
مخفى نماند كه قضيهء ايوب مطابق احاديث ائمهء طيبين و طاهرين صلوات اللَّه عليهم اجمعين چنين است كه بقيد كتابت درآمد اما سيد اجل ذو المجدين سيد مرتضى رضى اللَّه عنه در كتاب تنزيه الانبياء مضمون اين احاديث را سخيف و ضعيف شمرده و بعد از ذكر مجمل آن مىگويد كه : نصون كتابنا عن ذكر تفصيله . و وجه ضعف را چنين بيان كرده كه خداى تعالى ابليس را مسلط بر خلق خود نمىگرداند و ابليس قادر بر آن نيست كه امراض و قروح را عارض اجساد گرداند ، ليكن مىتوان گفت كه در مقام آزمايش سيما بواسطهء تبكيت شيطان يا بنا بر حكم و مصالح ديگر اگر حق
هامش
( 1 ) - س 38 ، ى 44