الهى
وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ
و رام ساختيم با داود كوهها را
يُسَبِّحْنَ
حالكونى كه تسبيح مىكردند اين كوهها ، وقتى كه داود تسبيح مىكرد
وَ الطَّيْرَ
و رام ساختيم با داود مرغان را ، كه اينها نيز بتبعيت داود تسبيح و تنزيه مىكردند ، بنا بر اين « و الطير » معطوف است بر « الجبال » و مىتواند كه واو « و الطير » بمعنى مع باشد تا مفعول معه « يسبحن » باشد يعنى به پاكى ياد مىكردند بتبعيت داود و خداى تعالى را جبال با طير ، و تقديم جبال بر طير اشارت بر اين است كه تسخير و تسبيح جبال اعجب و ادل است بر كمال قدرت خداى تعالى از تسخير و تسبيح طيور .
در كتاب كمال الدين و تمام النعمه از حضرت صادق عليه السّلام در بيان قصهء داود عليه السّلام روايت كرده كه
« كان اذا قرء الزبور لا يبقى جبل و لا حجر و لا طائر الا جاوبه »
حقيقت اين كلام در آيهء
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ
« 1 » گذشت ، و بعضى گفتهاند كه محتمل است كه « يسبحن » مشتق باشد از « تسبيح » بمعنى سباحت و سياحت و سير ، و تشديد « يسبحن » اشارت بكثرت سباحت و سير مىكند به اين معنى كه مسخر كرديم براى داود جبال و طير را حالكونى كه به حركت و سير در مىآمدند اين جبال و طير وقت حركت و سير داود عليه السّلام چنانچه در كتاب احتجاج از حضرت سيد الشهدا حسين بن على صلوات اللَّه عليهما روايت كرده كه يكى از احبار يهودان شام به حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه و سلامه عليه گفت :
« فان هذا داود بكى على خطيئته حتى سارت الجبال معه لخوفه »
حضرت امير عليه السّلام تصديق قول او كرده فرمودند .
لقد كان كذلك
وَ كُنَّا فاعِلِينَ
»
و بوديم ما كنندگان مر امثال اين امور را ، و كردن اين نوع امور از ما بعيد و غريب نيست اگر چه اينها نزد شما از اعجب امور و اغرب اشيا است .
وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ
و تعليم داديم ما داود عليه السّلام را ساختن زره اگر چه اصل « لبوس » لباس است اما اينجا مراد درع است
لِتُحْصِنَكُمْ
تا نگاهدارد آن لبوس
هامش
( 1 ) - س اسرائيل 17 ، ى 44