تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ
و ياد كن قصهء داود و پسر او سليمان را
إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ
وقتى كه حكم كردند در زراعت ، اگر چه « يحكمان » بصيغهء مضارع است اما مراد معنى ماضويست و مراد از زراعت در اينجا كرم است يعنى تاك انگور چنانچه احاديث اهل بيت صريح بر اين است
إِذْ نَفَشَتْ
وقتى كه در شب پراكنده شده بودند
فِيهِ
در آن حرث كه باغ انگور بود
غَنَمُ الْقَوْمِ
گوسفندان جمعى يعنى گوسفندان يكى از جماعت شما
وَ كُنَّا
و بوديم ما
لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ
مر حكم داود و سليمان و متحاكمين مذكور ضمنا را حاضر و داننده ، بيان اين قضيه بر وجهى كه در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده ، و در مجمع البيان گفته كه از حضرت صادقين عليهما السلام مرويست ، اينچنين است كه : روزى دو كس بمحكمهء حضرت داود على نبينا و آله و عليه السّلام آمدند ، يكى گفت : يا خليفة اللَّه گوسفندان اين شخص در شب بباغ انگور من درآمده خرابى به آن باغ رسانيده‌اند ، حضرت داود مطابق حكمى كه حق تعالى بر انبياء سابق وحى كرده بود فرمود كه صاحب گوسفند گوسفندان را به صاحب باغ بسپارد زيرا كه چون بر او لازم بود در شب حفظ و حراست مواشى خود نمايد تا آنكه تضييع مال مردم نكنند و او حفظ نكرده پس او ضامن است و چون قيمت آنچه تلف شده مساوى قيمت گوسفندان اوست ناچار بايد گوسفندان را به صاحب باغ حواله نمايد . حضرت سليمان در اين وقت بعرض داود مطابق وحيى كه به او رسيده بود رسانيد كه بايد گوسفندان را تسليم صاحب باغ نمود تا آنكه از نتاج و پشم آن نفع گيرد و باغ را به صاحب گوسفند داد تا غم آن را بخورد و آن را بمرتبهء اول رساند و بعد ازين باغ را به صاحب باغ و گوسفندان را به مالك آن سپرد تا هيچكدام بىبهره نمانند و اين هر دو حكم موافق حكم الهى بود نه بطريق اجتهاد ، چه مدار اجتهاد بر ظن است و رتبهء انبيا و اوصيا ارفع از آنست كه به ظن عمل كنند . مخفى نماند كه از اين حديث معلوم شد كه در مسئلهء مذكور هم داود عليه السّلام حكم كرد و هم سليمان عليه الرحمة و الرضوان ، هر كدام مطابق
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 134 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي