را از براى خود فرزند
سُبْحانَهُ
پاك است خداى تعالى از اينكه ملائكه فرزند او باشند
بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ
بلكه ملائكه بندگانىاند گرامى كرده شده ، و بنده بودن منافى فرزند بودن است
لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ
سبقت نگيرند آن عباد كه ملائكهاند بر خداى تعالى بسخن گفتن ، و هر چه خداى تعالى بطريق وحى بر ملائكه القا كند آن را گويند
وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ
و ايشان بامر و فرمان خداى تعالى كار مىكنند .
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ
مىداند خداى تعالى آنچه پيش دستهاى ايشان است
وَ ما خَلْفَهُمْ
و آنچه از پس ايشان است ، يعنى خداى تعالى مىداند آنچه را كه قبل از اين كردهاند و آنچه را كه بعد از اين مىكنند
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى
و شفاعت نكنند مگر كسى را كه خداى تعالى به آن راضى باشد از اهل ايمان و نه چنان است كه مشركان بنى خزاعه مىگفتند كه ملائكه شفيعان مااند نزد خداى تعالى در روز قيامت ، و در حديث وارد شده كه مراد « لمن ارتضى دينه » است
وَ هُمْ
و اين ملائكه با وجود قرب منزلت
مِنْ خَشْيَتِهِ
از ترس عذاب خداى تعالى
مُشْفِقُونَ
ترسانند كه مبادا در عبادت تقصيرى از ايشان واقع شود ، اگر چه خشيت و اشفاق هر دو بمعنى خوفاند اما بنا بر اين تفسير مختلف باعتبار متعلقاند زيرا كه خشيت باعتبار عذاب است و اشفاق باعتبار تقصير در عبادت و بعضى خشيت را بمعنى عظمت و مهابت گرفتهاند به اين معنى كه ملائكه از عظمت و مهابت خداى تعالى خوفناكاند .
وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ
و هر كه گويد از ملائكه يا از خلايق
إِنِّي إِلهٌ مِنْ دُونِهِ
بدرستى كه من معبودم بجز معبود به حق
فَذلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ
پس آن قائل را جزا دهيم دوزخ
كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ
اينچنين جزا مىدهيم ظلمكنندگان را .