سؤال كرد كه ذرهها كه در وقت اشراق شمس از روزن خانهها مرئى مىشود از چه چيز مخلوق شده ؟ حضرت فرمود كه . چون موسى عليه السّلام از حقتعالى طلب رؤيت كرد حق تعالى به او گفت كه : اگر بعد از ظهور نور من كوه بجاى خود قرار گيرد تو مرا توانى ديد پس نور حق تعالى بر كوه تجلى كرد آن كوه سه پاره شد پارهاى به طرف آسمان رفت و پارهاى در تحت زمين فرو رفت و پارهاى مانند غبار ريزه ريزه گرديده باقى ماند و ذرههايى كه ما بين آسمان و زمين ديده شده و مىشود غبار آن كوهست كه در عالم انتشار پذيرفته . و در تفسير عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه چون خداى تعالى بر كوه تجلى كرد قطعات آن را چنان برهم كوفت كه فرو رفت آن كوه در دريا و تا اين زمان نيز فرو ميرود و بنا برين حديث « دك » بمعنى دق است چنانچه بيضاوى گفته كه « الدك و الدق أخوان » على بن ابراهيم نيز روايت كرده كه
« رفع اللَّه الحجاب و نظر الى الجبل فساخ الجبل و فى البحر فهو يهوى حتى الساعة و نزلت الملائكة و فتحت ابواب السماء فأوحى اللَّه الى الملائكة : ادركوا موسى لا يهرب فنزلت الملائكة و أحاط بموسى و قالت : اثبت يا ابن عمران فقد سألت اللَّه عظيما فلما نظر موسى الى الجبل قد ساخ و الملائكة قد نزلت وقع على وجهه فمات من خشية اللَّه و هول ما رأى فرد اللَّه روحه فرفع رأسه و أفاق »
يعنى برداشت حق تعالى پردهها را و نظر كرد بر كوه پس آن كوه از هيبت فرو رفت در دريا و تا اين زمان نيز فرو ميرود و بعد ازين ملائكه نازل شدند و درهاى آسمان گشوده شد پس وحى آمد بسوى ملائكه كه دريابيد موسى را تا آنكه از هول تجلى ما نگريزد پس ملائكه نازل شده دور او را فرو گرفتند و گفتند كه : بر جاى خود ثابت باش اى پسر عمران بتحقيق كه از حق سبحانه و تعالى سؤالى بزرگ كردهاى و محمد بن مسعود عياشى روايت كرده كه آتش حول موسى را فرو گرفت تا آنكه از حول و دهشت رو بگريز نگذارد پس چون موسى نظر بر كوه
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٩١