وحى از جانب اللَّه بموسى آمد كه آيا تو ندانستهاى كه بوى دهن روزه دار نزد ما خوشبوتر از مشك است پس امر كرد خداى تعالى موسى را كه ده روز ديگر روزه بگيرد تا آن رايحهء خوش و بوى دلكش عود كند لهذا وعدهء اول « سى » و اتمام آن به « ده » قرار گرفت مطابق اين تفسير در حديث اهل بيت عليهم السلام نيز وارد شده و در اوايل سورهء بقره ذكر آن كرديم
فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ
پس تمام شد وقتى كه پروردگار او مقرر كرده بود براى نزول كتاب
أَرْبَعِينَ لَيْلَةً
حالكونى كه رسيده بود بچهل شبانه روز .
وَ قالَ مُوسى
و گفت موسى در وقت رفتن بطور
لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي
مر برادر خود هارون را كه : خليفه باش مرا در حين غيبت من در ميان قوم من
وَ أَصْلِحْ
و جارى ساز كارى را كه موافق صلاح باشد يا آنكه بصلاح آر امور فاسدهء ايشان را
وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
و پيروى مكن راه فساد كنندگان را . اگر چه بحسب ظاهر اين خطاب بهارون است اما در واقع قوم خود را ميشنواند كه تابع اهل فساد و عصيان نشوند .
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى
و آن هنگام كه آمد موسى بواسطهء طلب توراة
لِمِيقاتِنا
بسوى مكانى كه ما براى او مقرر كرده بوديم و يا آمد در وقتى كه ما معين ساخته بوديم با هفتاد كس از احبار بنى اسرائيل
وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ
و بشنوانيد موسى را پروردگار او سخن خود را بدون واسطهء ملكى و وحيى
قالَ
گفت موسى به زبان آن هفتاد كس بتحريص بنى اسرائيل نه بهواى نفس ، موسى را برين داشتند كه بگويد :
رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ
اى پروردگار من بنما خود را به من تا آنكه نظر كنم بسوى تو ، مؤيد اينمعنى است آنچه موسى در وقت اخذ رجفه گفت كه : «
أَ تُهْلِكُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا
»
قالَ لَنْ تَرانِي
گفت خداى تعالى كه : هرگز نتوانى مرا ديد و ترا قدرت و قوت آن نباشد
وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ
و ليكن نظر كن بسوى اين كوه
فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ
پس اگر