كلام چنين است كه « أ فحسب الذين كفروا باتخاذهم عبادى من دونى أولياء نافعا لهم » يعنى آيا ميپندارند كافران فرا گرفتن بندگان مرا بجز از من دوستان نفع رساننده مر ايشان را ؟ اينچنين نيست زيرا كه بندگان من مثل عيسى و عزيز و ملائكه كه كافران ايشان را خدا و شفيع خود قرار دادهاند نفعى بايشان نخواهند رسانيد و در آخرت به عذاب من گرفتار خواهند آمد چنانچه ميفرمايد كه :
إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلًا
بدرستى كه ما آماده كردهايم دوزخ را براى انكار كنندگان وحدانيت ما منزلى كه در آنجا هميشه معذب باشند در مجمع البيان گفته كه : قرائت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام « أ فحسب » بفتح حا و سكون سين و ضم باست بمعنى محسب و كافى ؛ و درين صورت ميتواند كه «
أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا
» مبتدا باشد ، و جملهء «
أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي
» تا آخر خبر آن .
و ميتواند كه فاعل آن باشد زيرا كه دانستى كه « حسب » درين صورت بمعنى « محسب » اسم فاعل است . و مقرر است كه چون اسم فاعل اعتماد بهمزهء استفهام كند مانند فعل عمل نمايد و فاعل را رفع دهد . يعنى آيا پس كافى است آنانى را كه كافر شدند فرا گرفتن عباد مرا بجز من دوستان خود ؟ و بروايت على بن ابراهيم مراد ازين كافران ، اول و ثانى و أشياع و اتباع ايشانند .
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا
بگو اى محمد صلّى اللَّه عليه و آله آيا خبر كنم شما را بزيانكارترين مردمان از روى كارها و بعد ازين بيان آن « آخرين » مىكند و ميفرمايد كه :
الَّذِينَ
آن زيانكارترين جماعتىاند كه
ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
ضايع و باطل شد سعى و اجتهاد ايشان در عملهاى نيكو در زندگانى دنيا بواسطهء كفر ايشان ، زيرا كه با كفر و اعتقاد بد ، عمل سودى نمىبخشد
وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
و ايشان گمان ميكنند اينكه ايشان نيكو ميكنند كار را بواسطهء آنكه بر حقّيم .
در تفسير على بن ابراهيم از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت گردد كه :
« هم النصارى و القسيسون و الرهبان و اهل الشبهات و الاهواء من اهل القبلة و الحرورية من اهل البدع »