خراجى كه در هر سال آن را بخزانهء تو برسانيم
عَلى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ سَدًّا
برين شرط كه بگردانى ميان ما و ايشان بندى كه مانع آيد يأجوج و ماجوج را از آمدن به طرف ما و فساد كردن در زمين ما در كتاب علل الشرائع از على بن محمد العسكرى عليه السّلام در ضمن حديث طولانى روايت كرده كه جميع ترك و سقالبه و يأجوج و مأجوج و چين همه از فرزندان يافث بن نوحاند در هر جا كه باشند و در روضهء كافى روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام را از كميت مخلوقات عالم سؤال كردند حضرت فرمود كه : يك هزار و دو صد مخلوق در برّ و همچنين يكهزار و دو صد مخلوق در بحر ايجاد شده و بنى آدم هفتاد جنساند و ناس همه از اولاد آدماند مگر ياجوج و ماجوج كه آنها از جملهء ناس نيستند هر چند كه بنى آدم باشند و در تفسير على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه شخصى از يأجوج و ماجوج نميرد مگر آنكه از صلب او هزار ولد ذكر متولد شود و بعد ازين فرمودند كه : اين ياجوج و ماجوج بيشترين مخلوقاتىاند كه بعد از ملائكه مخلوق شدهاند .
قالَ
گفت ذو القرنين مر آن قوم را :
ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ
آنچه تمكين و قدرت داده مرا پروردگار من در آن از اموال وافره و اسباب متكاثره بهتر است از آنچه شما مرا بطريق خراج هر ساله خواهيد داد و مرا احتياجى بسوى آن نيست
فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ
پس مرا اطاعت كنيد و يارى دهيد بمردان توانا و آلات و ادوات بنا
أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً
تا بگردانم ميان شما و ميان ياجوج و ماجوج مانعى و حاجبى متين استوار و گفتهاند كه ردم اكبر از سد است عياشى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه
« كان ذو القرنين اول من بنى ردما على وجه الارض » .
آتُونِي
بدهيد مرا
زُبَرَ الْحَدِيدِ
قطعههاى بزرگ آهن مخفى نماند كه طلب اعانت به قوت و ايتاء پارچههاى آهن منافات ندارد با عدم احتياج ذى القرنين از خراج