تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
بِما لَدَيْهِ خُبْراً
و بتحقيق احاطه كرده بوديم ما بدانچه نزد ذو القرنين بود از كثرت ملك و اسباب سلطنت و ادوات حرب از روى خبرت و علم يعنى علم ما محيط بود بدانچه ذو القرنين داشت و علم ديگرى بدان نرسيد .
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً
پس تابع شد ذو القرنين دليلى ديگر را تا بوسيلهء آن بقطرى از اقطار زمين كه ما بين مشرق و مغرب باشد برود پس بدان طرف رفت و در حديث امير المؤمنين عليه السّلام وارد شده كه « ثمّ أتبع ذو القرنين سببا فى ناحية الظلمة »
حَتَّى إِذا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ
تا چون رسيد ميان دو كوه
وَجَدَ مِنْ دُونِهِما قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا
يافت در پيش آن دو كوه گروهى را كه نزديك نبودند كه بفهمند ايشان سخنى را بواسطهء غرابت لغت ايشان و قلت فطنت آنها .
قالُوا
گفتند يعنى مترجمين ايشان گفتند يا آنكه خداى تعالى ذو القرنين را عارف بلغات ايشان گردانيد چنانچه سليمان را عارف به زبان مرغان گردانيده بود
يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ
اى ذو القرنين بدرستى كه قوم يأجوج و مأجوج كه در عقب آن دو كوه ميباشند فساد كنندگانند در زمين ما در تفسير عياشى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه : « قالوا : يا ذا القرنين انّ يأجوج و مأجوج خلف هذين الجبلين و هم يفسدون فى الارض اذا كان ابان زروعنا و ثمارنا خرجوا علينا من هذين السدّين فرعوا من ثمارنا و من زروعنا حتى لا يبقون منهما شيئا » يعنى حضرت امير عليه السّلام در تفسير اين آيه فرمود كه : آن قوم بذو القرنين گفتند كه : بدرستى كه يأجوج و مأجوج كه در عقب اين دو كوه مسكن دارند فساد - ميكنند در ملك ما به اين قسم كه هر گاه برسد درو كردن زراعتهاى ما و چيدن ميوه‌هاى ما ايشان از عقب اين دو كوه به طرف ما بيرون مىآيند و چنان ميوه‌هاى ما را و زراعت‌هاى ما را ميچرند و ميخورند كه اصلا براى خوردن ما چيزى از آن ميوه و زراعت باقى نمىگذارند
فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً
پس آيا بگردانيم براى تو