تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 933

مساهمون:

ص٩٣٣
عِنْدَها قَوْماً
و يافت ذو القرنين نزديك آن چشمه گروهى از كفار را
قُلْنا
گفتيم ما : بذو القرنين بر وجه الهام و يا بلسان پيغمبر آن زمان اگر ذو القرنين نبى نباشد و يا بطريق وحى اگر نبى باشد
يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً
اى ذو القرنين ترا مختار ساختيم كه اين جماعت را عذاب كنى بقتل اگر اصرار ورزند در كفر و يا آنكه فرا گيرى در باب ايشان نيكويى را كه آن ارشاد و تعليم شرايع است اگر از كفر توبه كنند .
قالَ
گفت ذو القرنين :
أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ
اما كسى كه ستم كرده بر نفس خود به اختيار كفر پس زود باشد كه عذاب كنيم و بكشيم او را
ثُمَّ يُرَدُّ إِلى رَبِّهِ
پس باز گردانيده شود بعد از عذاب دنيوى كه قتل است بسوى جزاى پروردگار خود
فَيُعَذِّبُهُ عَذاباً نُكْراً
پس عذاب كند او را پروردگار او عذابى بد كه آن عذاب به آتش دوزخ است .
وَ أَمَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً
و اما هر كه ايمان آورد و عمل نيكو كرد
فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى
به تنوين جزاء به اين تقدير است كه « فله المثوبة الحسنى جزاء » يعنى پس مر او راست در هر دو سرا نيكويى حالكونى كه « جزاء » داده شود ، « بنا برين « جزاء » حال است بمعنى « نجزيه » و ميتواند كه جزا تميز باشد به اين معنى كه پس مر او راست نيكويى از روى جزاء ، و در صورت عدم تنوين جزاء مضاف به « الحسنى » است و اضافه بيانى يعنى پس مر او راست جزائى كه آن نيكويى است
وَ سَنَقُولُ لَهُ
و زود باشد كه كه بگوئيم ما به او و بفرمائيم
مِنْ أَمْرِنا
از آن چيزى كه ما به او امر ميكنيم
يُسْراً
اى ذا يسر ، يعنى كارى را كه سهل و آسان باشد و مكلف نسازيم او را بتكليفات شاقّه .
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً
پس ديگر باره تابع شد دليلى را كه بوسيلهء آن به طرف مشرق تواند رفت و بعد ازين رو به مشرق آورد
حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ
تا چون رسيد