تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 928

مساهمون:

ص٩٢٨
و درين مرتبه نيز آن قوم جانب ديگر سرش را مجروح كردند و بواسطهء اينكه دو قرن سرش را يعنى دو طرف سرش را مجروح ساختند او را ذو القرنين گفتند و فى امالى شيخ الطايفه قدس سره باسناده الى ابى حمزة الثمالى عن ابى جعفر محمد بن على عليه السّلام قال « اوّل اثنين تصافحا على وجه الارض ذو القرنين و ابراهيم الخليل عليه السّلام استقبله ابراهيم و صافحه » هر چند مرتبهء اين كتاب ترجمهء الفاظ قرآن و احتراز از اطنابست اما چون حديثى كه محمد بن مسعود عياشى رضى اللَّه عنه در تفسير خود از حضرت اسد اللَّه الغالب امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه الصلاة و السلام روايت كرده خالى از غرابت نبود لهذا جسارت بايراد ترجمهء مجملى از آن كرد . پوشيده نماند كه عياشى از آن حضرت روايت كرده كه ذو القرنين بنده‌اى بود از بندگان صالح خداى تعالى و او خداى تعالى را دوست ميداشت و حق تعالى نيز او را دوست ميداشت و در بلاد و امصار او را تسلط و سلطنت بخشيد تا آنكه مالك اقصاى شرق و غرب گرديد و او را دوستى بود از جملهء ملائكه رفائيل نام كه پيوسته براى ذو القرنين تحديث مىكرد و در خفيه با هم راز مىگفتند روزى ذو القرنين از رفائيل پرسيد كه كيفيت عبادت اهل سماوات چونست و كميت آن نظر بعبادت أهل زمين چند ؟ رفائيل گفت كه : در زمين حق سبحانه و تعالى را چشمه‌ايست كه آن را عين الحياة گويند و حكم الهى در باب آن چشمه اينست كه هر كه از آن آب چشمه بياشامد زندهء جاويد گردد مگر آنكه خود ادعاى مردن نمايد ، و اين چشمه در ظلمات است كه قدم انس و جن به آنجا نرسيده ، ذو القرنين از رفائيل پرسيد كه تو ميدانى اين ظلمات و چشمه در كدام طرف زمين است ؟ رفائيل گفت : علم من از آن قاصر است ذو القرنين ازين سخن محزون و مغموم گرديد و جمعى را كه عالم بكتب سماوى و وحيانى بودند طلبيد و مجمعى از ايشان پرسيد كه شما در كتب آسمانى جايى ديده و خوانده‌ايد كه ظلمات و چشمه حيوان در كدام زمين است ؟ ايشان گفتند كه : ما اين معنى را در جايى